تبليغاتX
رضا پورحسین Reza Pourhosein
رمز جاودانگی شنبه پنجم دی 1388 1:41

   بارها دراین فکربوده ام که چرا واقعه کربلا وحماسه حسینی نه تنها فراموش نمی شود بلکه هرسال که می گذرد شور آن دردل انسانها٬ حتی کسانی که تعلقی به اسلام ندارند٬ بیشتروبیشتر می شود. چرا  این عزا برچیده نمی شود٬ چراهرسال باشکوه ترازسال قبل برگزارمی شود؟ چرا همه نسلها حتی زمانی که برپایی عزا برای امام در وهله هایی ازتاریخ ممنوع بوده است٬ به عزانشسته اند وآن را به نسلهای بعدی منتقل کرده اند؟ چگونه است که این شور واین جوشش حماسی  ازنسلی به نسل  بعدمنتقل می شود وسوز آن کم نمی شود؟... خیلی ازحوادث تاریخی اتفاق افتاده است که بعدازسالها از شور افتاده ونسلهای بعدی هیچ دلدادگی نسبت به آن بروز نداده اند٬ اما در واقعه کربلا چنین نیست.شور وسوز آن تداوم یافته است. بااین مرور این سوال پیش می آید که چرا واقعه کربلا جاودانه شده است؟ اصلا رمزجاودانگی چیست؟

   من فکرمی کنم رمزاین جاودانگی را در دوچیز می توان دریافت. یکی نیت الهی ودیگری زمان شناسی. سخنان وکار امام حسین علیه السلام بیانگر این دو مولفه است. ایشان حرکت خودرا برای رضای خدا وبرای حیات دین جدش بیان می دارد. به همین دلیل بهترین زمان رابرای احیای دین جدش رسول خدا برمی گزیند و خود را درپیشگاه خدا و برای او به شهادت می برد ودراین راه خاندان خودرانیز به همراه دارد.

    این همان دومولفه ای است که برخی خواص آن را برنمی گزینند. یا درنیت خالص خود مشکل دارند وشائبه های دنیایی ومصلحت جویانه آنها را فریب می دهد ویااینکه درزمانی که باید حرکت کنند٬ می نشینند و درزمانی که باید فریاد زنند٬ سکوت می کنند ویا درزمانی که باید سکوت کنند٬ قضاوت می کنند... یعنی دچار بی بصیرتی می شوند.

    جالب است٬ همه حرکتهایی که پس ازاین واقعه با تاسی از حرکت الهی امام حسین علیه السلام وبا بصیرت اتفاق افتاده اند٬ شورگرفته اند وجاودانه شده اند. کافی است نیم نگاهی به شور عاشورایی فرزندان این ملت در هشت سال دفاع مقدس بیندازیم٬ جای جای دفاع و لحظه لحظه های آن را جوشش الهی وشور حسینی می بینیم. این است که حماسه آنان نیز جاودانه مانده وخواهد ماند.

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

بعثت٬ غدیر٬ عاشورا٬ مهدی سه شنبه یکم دی 1388 2:11

   بعثت٬ غدیر٬ عاشورا٬ مهدی عنوان کتابی ازحکیم فرزانه استادمحمدرضاحکیمی است که سالها پیش برای نوجوانان وجوانان نگاشته شده است. همانگونه که از نام کتاب برمی آید٬ چهار نقطه نورانی وحماسی درگستره تاریخ اسلام خودنمایی می کند که امتدادشان یک حقیقت را دربستر زمان به رخ می کشند. امتداد خط بعثت تا ظهور٬ امتداد ولایت الهیه است که از ولایت انبیاء و ولایت کبرای نبی اعظم(ص) شروع می گردد و به دلیل ختم نبوت٬ درغدیر به سلسله اوصیاء ومترجمان وحی الهی می رسد وآنگاه که توسط خطوط انحرافی تهدید می شود٬ باحماسه عاشورا زنده نگه داشته می شود تا درغیبت کبرا به واسطه فقیهانی پاک نهاد وآگاه به زمان٬ به موعود برسد. این حقیقت٬ ولایت الهی است که باید درسایه عقیده وجهاد در بستر زمان جریان یابد وبه زندگی انسانها حیات بخشد.

    طبیعی است هرحرکتی که مانع این روند زندگی ساز گردد٬ حرکتی درجهت سکون و جمود انسانها خواهد بود وپویایی را ازآنان سلب خواهدکرد. عجیب است وقتی به تمامی اتفاقات تلخ تاریخی نگاهی ژرف می افکنیم٬ کوشش بداندیشان را درجهت تخریب ولایت الهیه٬ یعنی جلوگیری از امتداد آن می یابیم. ودرمقابل٬ همه حرکتهای حماسی درجهت استمرار ولایت الهی معنا می گردد. این جدال٬ جدال حق وباطل ادامه می یابد٬ گاهی این پیروز می شود وگاهی آن٬ ریزش ها و رویش هایی اتفاق می افتد٬ فتنه ها وامتحانهایی درمی گیرد٬ انسانهایی از سر بی بصیرتی در وادی حیرت می افتند و انسانهای بابصیرت در گردوخاک فتنه ها به اصل خویش بازمی گردند وبا مهارت تمسک٬ بد را ازخوب و خیر را ازشر بازمی شناسند و ازآزمون مردافکن فتنه ها به سلامت بیرون می آیند. این جدال ادامه می یابد تا این که پایان پرشکوه این جدال که با دو واژه عقیده وجهاد تفسیر می شود٬ به ظهور موعود می رسد. آن روز است که عقل ها همه شکوفا می شوند.... به قول زنده یادسلمان هراتی٬.. وبهار ازآن امت محمداست وگیتی درقلمرو بهار گام می زند. عاشورا ایستگاهی برای امتداد این ولایت برای رسیده به بهار موعود است.

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

بدسلیقگی تبلیغاتی یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 0:32

   دیشب دریکی ازتلویزیونهای شهری درسعادت آباد دیدم که ازقول روزنامه همشهری نوشته بود:" ازهر۴ ازدواج یکی به طلاق منجر می شود". این نحوه اطلاع رسانی نوعی بدسلیقگی تبلیغاتی رانشان می دهدکه پخش کنندگان آن توجهی به ماهیت ونتیجه پیام خود نداشته اند. حتما ارسال این پیام ازروی غفلت انجام شده است اما دوستان شهرداری بدانند که این گونه اطلاع رسانی ها حتی اگرصحت داشته باشد  ناامیدی وتلقین منفی  ونوعی درون فکنی را ترویج می دهد. تصورکنید هرکسی چنددقیقه دراین چهارراه پشت چراغ قرمز بماند واین آگهی را ببیند٬ چه تصویری از این پیام درذهن خویش ایجادمی کند؟

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

عاشورا یک حادثه و یک فرهنگ جمعه بیست و هفتم آذر 1388 1:59

   دربامدادان جمعه این یادداشت را می نویسم. جمعه اولین روزماه محرم است. بزرگترین حماسه تاریخ درعاشورای این ماه اتفاق افتاده است. این حماسه آنقدر بزرگ است که میزان خوب وبد٬ میزان خوبی وبدی٬ میزان والایی وسفاهت٬ میزان بصیرت وجهالت٬ میزان دنیاپرستی و آخرت اندیشی٬ میزان حریت و ذلت پذیری درهمه وهله های تاریخی شده است. بامیزان عاشورا می توان تکلیف خیلی چیزهارا روشن کرد واهل بصیرت شد. به همین دلیل عاشورا تنها یک حادثه نیست٬ بلکه یک فرهنگ ویک سبک زندگی است. عاشورا یک فرهنگ٬ پس فرجام فرهنگ عاشورایی چیزی جز خوبی٬ بصیرت٬ عدالت٬ آخرت اندیشی٬ ظلم ناپذیری و آزادگی چیزدیگری نیست. دراین فرهنگ٬ درسهاوعبرتهایی است که سبک ومسیر عزتمندانه زندگی هرانسانی را روشن می کند. دراین فرهنگ٬ درسها وعبرتهایی است که چون چراغی پرفروغ٬ تاریکی های جهل وغفلت را می زداید وراه را تا افق عدالت برای اهلش روشن می سازد. به همین دلیل دراین فرهنگ٬ کسی بیابان زده وگم نمی شود واگر دردریا قراربگیرد٬ بااین کشتی به ساحل نجات می رسد.

     اگرامروز ماازذلت ناپذیری و بصیرت صحبت می کنیم٬ اگرامروز ازمجد وعظمت ایران سرمان رادردنیای ذلت پذیر بالا می گیریم واگر درمیان دیگرملتها به عنوان ملتی آزاد ومستقل مطرح شده ایم٬ همگی به واسطه درسهایی است که ازعاشورا گرفته ایم واگر اکثریت خواص ما درگردوخاک فتنه ها٬ موقعیت ولی خویش را گم نمی کنند وصاحب فرقان می شوند وبه راحتی سره راازناسره تشخیص می دهند٬ بواسطه عبرتهایی است که از واقعه مصیبت بار عاشورا گرفته اند. به همین دلیل عبرتهای عاشورا٬ بصیرت آور است وبه انسان عاشورایی هوشیاری وشناخت عمیق می دهد تا باحضورامام ناطق٬ مبهوت قرآن صامت سرنیزه ها نشود وراه را گم نکند.

   وبه همین دلیل است که بیگانگان برای مسخ افراد سست ایمان وبدون بصیرت٬ به فرهنگ عاشورایی حمله می کنند وآن را ترویج نوعی خشونت!! تلقی می کنند٬ چیزی که درسالهای اخیر ازسوی برخی نویسندگان بی بصیرت وخام قلم برصفحه کتابها ونوشته های مطبوعاتی حک شدتابلکه بتوانند٬ روح جمعی مارا ازفرهنگ عاشورا تهی کنند. اما این فرهنگ با این شعارکه "اگردین ندارید لااقل آزاده باشید"٬ازعمق تاریخ تا عمق جان انسانها نفوذ کرده است.

    بیاییم برای ادامه حیات خود٬ عاشورا راکه تنها یک حادثه نیست بلکه یک فرهنگ بصیرت آور است٬ پاس بداریم.

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

لطیفه سه شنبه هفدهم آذر 1388 10:9

   واقعه ۱۶ آذر پس ازکودتای امریکایی ۲۸ مرداد و به دلیل مخالفت دانشجویان با ورود نیکسون٬ معاون وقت رئیس جمهور امریکا به صحن دانشگاه اتفاق افتاد. اول وآخر این واقعه که به شهادت  ۳تن ازدانشجویان و زخمی شدن جمعی دیگر انجامید٬ حاصل دست امریکا بود.

   لطیفه اینجاست که امریکایی ها بیش ازهرکس دیگری اصراردارند که این روز گرامی داشته شود!! البته ازنوعی که آنان می خواهند.  مثل این است که یزید بیاید و عاشورا را گرامی بدارد!! ویا صدام بیاید کشتار حلبچه را گرامی بدارد!! ویا ...

    این گرامیداشت ها !! نشان می دهد که آنان سعی دارند ماهیت ضداستکباری این روز را به نفع خودتغییر دهند و البته هشیاری وبصیرت مانع چنین نیتی خواهد بود.

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

غدیر شنبه چهاردهم آذر 1388 10:6

غدیر٬ جریان ولایت الهی دربستر زمان است تا مهدی و از مهدی تا آخر دنیا. چه٬ هیچگاه زمین بدون حجت الهی باقی نمی ماند. به همین دلیل٬ پاسداشت غدیر پاسداشت استمرار ولایت است. دراین روز برکه ای درنزدیک جحفه به تمام دریاها آبرو بخشید٬ چراکه آن برکه شاهدحضور و واقعه انتقال ولایت ازسوی شمع جمع آفرینش٬ حضرت مصطفی صلوات الله علیه وآله به همای رحمت٬ امام علی علیه السلام بود.

متن زیر بخشی از چهل روایت درباره غدیر است که عینا نقل می کنم. امید که خواندن آن برشما گوارا افتد.

1- عيد خلافت و ولايت
روى زياد بن محمد قال: دخلت على ابى عبد الله(ع) فقلت: للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والفطر والاضحى؟ قال: نعم، اليوم الذى نصب فيه رسول‏الله(ص) اميرالمؤمنين(ع). مصباح المتهجد: 736.
زياد بن محمد گويد: بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آيا مسلمانان عيدى غير از عيد قربان و عيد فطر و جمعه دارند؟ امام(ع) فرمود: آرى، روزى كه رسول خدا(ص) اميرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولايت) منصوب كرد.

2- برترين عيد امت
قال رسول الله(ص): يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب اخى على بن ابى طالب علما لامتى، يهتدون به من بعدى و هو اليوم الذى اكمل الله فيه الدين و اتم على امتى فيه النعمة و رضى لهم الاسلام دينا. امالى صدوق: 125، ح 8.
رسول خدا(ص) فرمود: روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است و آن روزى است كه خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب كنم، تا بعد از من مردم توسط او هدايت‏شوند، و آن روزى است كه خداوند در آن روز دين را تكميل و نعمت را بر امت من تمام كرد و اسلام را به عنوان دين براى آنان پسنديد.

3- عيد بزرگ خدا
عن الصادق(ع) قال: هو عيد الله الاكبر،و ما بعث الله نبيا الا و تعيد فى هذا اليوم و عرف حرمته و اسمه فى السماء يوم العهد المعهود و فى الارض يوم الميثاق الماخوذ و الجمع المشهود. وسائل الشيعه، 5: 224، ح 1. امام صادق(ع) فرمود: روز غدير خم عيد بزرگ خداست، خدا پيامبرى مبعوث نكرده، مگر اينكه اين روز را عيد گرفته و عظمت آن را شناخته و نام اين روز در آسمان، روز عهد و پيمان و در زمين، روز پيمان محكم و حضور همگانى است.

4- عيد ولايت
قيل لابى عبد الله(ع): للمؤمنين من الاعياد غير العيدين و الجمعة؟
قال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، يوم اقيم اميرالمؤمنين(ع) فعقد له رسول الله الولاية فى‏اعناق الرجال والنساء بغدير خم. وسائل الشيعه، 7: 325، ح 5.
به امام صادق(ع) گفته شد: آيا مؤمنان غير از عيد فطر و قربان و جمعه عيد ديگرى دارند؟ فرمود: آرى، آنان عيد بزرگتر از اينها هم دارند و آن روزى است كه اميرالمؤمنين(ع) در غدير خم بالا برده شد و رسول خدا مساله ولايت را بر گردن زنان و مردان قرار داد.

5- روز تجديد بيعت
عن عمار بن حريز قال دخلت على ابى عبد الله(ع) فى‏يوم الثامن عشر من ذى الحجة فوجدته صائما فقال لى: هذا يوم عظيم عظم الله حرمته على المؤمنين و اكمل لهم فيه الدين و تمم عليهم النعمة و جدد لهم ما اخذ عليهم من العهد والميثاق. مصباح المتهجد: 737.
عمار بن حريز گويد: روز هجدهم ماه ذيحجه خدمت امام صادق(ع) رسيدم و آن حضرت را روزه يافتم. امام به من فرمود: امروز، روز بزرگى است، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دين مؤمنان را كامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پيمان قبلى را تجديد كرد.

6- عيد آسمانى
قال الرضا(ع): حدثنى ابى، عن ابيه(ع) قال: ان يوم الغدير فى السماءاشهر منه فى الارض. مصباح المتهجد: 737.
امام رضا(ع) فرمود: پدرم به نقل از پدرش (امام صادق(ع)) نقل كرد كه فرمود: روز غدير در آسمان مشهورتر از زمين است.

7- عيد بى‏نظير
قال على (ع): ان هذا يوم عظيم الشان،فيه وقع الفرج، ورفعت الدرج و وضحت الحجج وهو يوم الايضاح والافصاح من المقام الصراح،ويوم كمال الدين و يوم العهد المعهود... بحارالانوار، 97: 116.
على(ع) فرمود: امروز (عيد غدير) روز بس بزرگى است. در اين روز گشايش رسيده و منزلت (كسانى كه شايسته آن بودند) بلندى گرفت و برهان‏هاى خدا روشن شد و از مقام پاك با صراحت‏سخن گفته شد و امروز روز كامل شدن دين و روز عهد و پيمان است.

8- عيد پربركت
عن الصادق(ع): والله لو عرف الناس فضل هذا اليوم بحقيقته لصافحتهم الملائكة فى كل يوم عشر مرات... وما اعطى الله لمن عرفه ما لايحصى بعدد. مصباح المتهجد: 738.
امام صادق(ع) فرمود: به خدا قسم اگر مردم فضيلت واقعى «روز غدير» را مى‏شناختند، فرشتگان روزى ده‏بار با آنان مصافحه مى‏كردند و بخششهاى خدابه‏كسى‏كه‏آن روز را شناخته، قابل‏شمارش نيست.

9- عيد فروزان
قال ابو عبد الله(ع): ... و يوم غدير بين الفطر والاضحى‏و يوم الجمعة كالقمر بين الكواكب. اقبال سيد بن طاووس: 466. امام صادق(ع) فرمود: ... روز غدير خم در ميان روزهاى عيد فطر و قربان و جمعه همانند ماه در ميان ستارگان است.

10- يكى‏از چهار عيد الهى
قال ابو عبد الله(ع): اذا كان يوم القيامة زفت اربعة ايام الى‏الله‏عز و جل كما تزف العروس الى خدرها: يوم الفطر و يوم الاضحى و يوم الجمعة‏و يوم غدير خم. اقبال سيد بن طاووس: 466.
امام صادق(ع) فرمود: هنگامى كه روز قيامت برپا شود چهار روز بسرعت بسوى خدا مى‏شتابند همانطور كه عروس به حجله‏اش بسرعت مى‏رود. آن روزها عبارتند از: روز عيد فطر و قربان و جمعه و روز غدير خم. 

11- روز پيام و ولايت
قال رسول الله(ص): يا معشر المسلمين ليبلغ الشاهد الغائب، اوصى من آمن بى و صدقنى بولاية على، الا ان ولاية على ولايتى و ولايتى ولاية ربى، عهدا عهده الى ربى و امرنى ان ابلغكموه. بحارالانوار 37: 141، ح 35. رسول خدا(ص) (در روز غدير) فرمود: اى مسلمانان! حاضران به غايبان برسانند: كسى را كه به من ايمان آورده و مرا تصديق كرده است، به ولايت على سفارش مى‏كنم، آگاه باشيد ولايت على، ولايت من است و ولايت من، ولايت‏خداى من است. اين عهد و پيمانى بود از طرف پروردگارم كه فرمانم داد تا به شما برسانم.

12- روز اطعام
قال ابو عبد الله(ع): ... و انه اليوم الذى اقام رسول الله(ص) عليا(ع) للناس علما و ابان فيه فضله و وصيه فصام شكرا لله عزوجل ذلك اليوم و انه ليوم صيام و اطعام و صلة الاخوان و فيه مرضاة الرحمن، و مرغمة الشيطان. وسائل الشيعه 7: 328، ضمن حديث 12.
امام صادق(ع) فرمود: عيد غدير، روزى است كه رسول خدا(ص) على(ع) را بعنوان پرچمدار براى مردم برافراشت و فضيلت او را در اين روز آشكار كرد و جانشين خود را معرفى كرد، بعد بعنوان سپاسگزارى از خداى بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز، روز روزه‏دارى و عبادت و طعام دادن و به ديدار برادران دينى رفتن است. آنروز روز كسب خشنودى خداى مهربان و به خاك ماليدن بينى شيطان است.

13- روز هديه
عن امير المؤمنين(ع) قال: ... اذا تلاقيتم فتصافحوا بالتسليم و تهابوا النعمة فى‏هذا اليوم، و ليبلغ الحاضر الغائب، والشاهد الباين، وليعد الغنى الفقير والقوى على الضعيف امرنى رسول‏الله(ص) بذلك. وسائل الشيعه 7: 327.
امير المؤمنين(ع) (در خطبه روز عيد غدير) فرمود: وقتى كه به همديگر رسيديد همراه سلام، مصافحه كنيد، و در اين روز به يكديگر هديه بدهيد، اين سخنان را هر كه بود و شنيد، به آن كه نبود برساند، توانگر به سراغ مستمند برود، و قدرتمند به يارى ضعيف، پيامبر مرا به اين چيزها امر كرده است.

14- روز كفالت
عن امير المؤمنين(ع) قال: ... فكيف بمن تكفل عددا من المؤمنين والمؤمنات وانا ضمينه على‏الله تعالى الامان من‏الكفر والفقر وسائل الشيعه 7: 327.
امير مؤمنان(ع) فرمود: ... چگونه خواهد بود حال كسى كه عهده‏دار هزينه زندگى تعدادى از مردان و زنان مؤمن (در روز غدير) باشد، در صورتى كه من پيش خدا ضامنم كه از كفر و تنگدستى در امان باشد.

15- روز سپاس و شادى
قال ابو عبد الله(ع): ... هو يوم عبادة و صلوة و شكر لله و حمد له،و سرور لما من الله به عليكم من ولايتنا،و انى احب لكم ان تصوموه. وسائل الشيعه 7: 328، ح 13.
امام صادق(ع) فرمود: عيد غدير، روز عبادت و نماز و سپاس و ستايش خداست و روز سرور و شادى است به خاطر ولايت ما خاندان كه خدابر شما منت گذارد و من دوست دارم كه شما آن روز را روزه بگيريد.

16- روز نيكوكارى
عن الصادق(ع): ... و لدرهم فيه بالف درهم لاخوانك العارفين،فافضل على اخوانك فى هذا اليوم‏و سر فيه كل مؤمن و مؤمنة. مصباح المتهجد: 737.
از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود: يك درهم به برادران با ايمان و معرفت، دادن در روز عيد غدير برابر هزار درهم است، بنابراين در اين روز به برادرانت انفاق كن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان.

17- روز سرور و شادى
قال ابو عبد الله(ع): انه يوم عيد و فرح و سرورو يوم صوم شكرا لله تعالى. وسائل الشيعه 7: 326، ح 10.
امام صادق(ع) فرمود: عيد غدير، روز عيد و خوشى و شادى است و روز روزه‏دارى به عنوان سپاس نعمت الهى است.

18- روز تبريك و تهنيت
قال على(ع): عودوا رحمكم الله بعد انقضاء مجمعكم بالتوسعة على عيالكم، والبر باخوانكم والشكر لله عزوجل على ما منحكم، واجتمعوا يجمع الله شملكم، و تباروا يصل الله الفتكم، و تهانؤا نعمة الله كما هنا كم الله بالثواب فيه على اضعاف الاعياد قبله و بعده الا فى مثله... بحارالانوار 97: 117.
على(ع) فرمود: بعد از پايان گردهم آيى خود (در روز غدير) به خانه برگرديد، خدا بر شما رحمت فرستد. به خانواده خود گشايش و توسعه دهيد، به برادران خود نيكى كنيد، خداوند را بر اين نعمت كه شما را بخشيده است، سپاس گزاريد، متحد شويد تا خدا به شما وحدت بخشد، نيكويى كنيد تا خدا دوستيتان را پايدار كند، به همديگر نعمت‏خدا را تبريك بگوئيد، همانطور كه خداوند در اين روز با چندين برابر عيدهاى ديگر پاداش دادن به شما تبريك گفته، اين گونه پاداشها جز در روز عيد غدير نخواهد بود.

19- روز درود و برائت
روى الحسن بن راشد عن ابى عبد الله(ع) قال: قلت: جعلت فداك، للمسلمين عيد غيرالعيدين؟ قال: نعم، يا حسن! اعظمهما و اشرفهما، قال: قلت له: و اى يوم هو؟
قال: يوم نصب اميرالمؤمنين(ع) فيه علما للناس.
قلت له: جعلت فداك وما ينبغى لنا ان نصنع فيه؟
قال: تصومه يا حسن و تكثر الصلوة على محمد و آله فيه و تتبرا الى الله، ممن ظلمهم،فان الانبياء كانت تامر الاوصياء باليوم‏الذى كان يقام فيه الوصى ان يتخذ عيدا. مصباح المتهجد: 680.
حسن بن راشد گويد: به امام صادق(ع) گفتم: آيا مسلمانان بجز آن دو عيد، عيد ديگرى هم دارند؟ فرمود: بله، بزرگترين و بهترين عيد. گفتم: كدام روز است؟
فرمود: روزى كه اميرمؤمنان بعنوان پرچمدار مردم منصوب شد.
گفتم: فدايت‏شوم در آن روز سزاوار است، چه كنيم؟ فرمود: روزه‏بگير و درود برمحمد و آل‏او بفرست و از ستمگران به آنان برائت بجوى، زيرا پيامبران به جانشينان دستور مى‏دادند كه روزى را كه جانشين انتخاب مى‏شود، عيد بگيرند.

20- عيد اوصياء
عن ابى عبد الله(ع) قال: ... تذكرون الله عز ذكره فيه بالصيام والعبادة والذكر لمحمد و آل محمد، فان رسول الله(ص) اوصى اميرالمؤمنين ان يتخذ ذلك اليوم عيدا، و كذلك كانت الانبياء تفعل، كانوا يوصون اوصيائهم بذلك فيتخذونه عيدا. وسائل الشيعه 7: 327، ح 1.
امام صادق(ع) فرمود: در روز عيد غدير، خدا را با روزه و عبادت و ياد پيامبر و خاندان او يادآورى كنيد، زيرا رسول خدا به اميرالمؤمنين سفارش كرد كه آن روز را عيد بگيرد، همينطور پيامبران هم به جانشينان خود سفارش مى‏كردند كه آن روز را عيد بگيرند، آنان هم چنين مى‏كردند.

21- روز گشايش و درود
عن ابى عبد الله(ع) قال: والعمل فيه يعدل ثمانين شهرا، و ينبغى ان يكثر فيه ذكر الله عزوجل، والصلوة على النبى(ص) ، ويوسع الرجل فيه على عياله. وسائل الشيعه 7: 325، ح 6.
امام صادق(ع) فرمود: ارزش عمل در آن روز (عيد غدير) برابر با هشتاد ماه است، و شايسته است آن روز ذكر خدا و درود بر پيامبر(ص) زياد شود، و مرد، بر خانواده خود توسعه دهد.

22- روز ديدار رهبرى
عن مولانا ابى‏الحسن على بن محمد(ع) قال لابى اسحاق: و يوم الغدير فيه اقام النبى(ص) اخاه عليا علما للناس و اماما من بعده،[قال] قلت: صدقت جعلت فداك، لذلك قصدت، اشهد انك حجة الله على خلقه. وسائل الشيعه 7: 324، ح 3.    امام هادى(ع) به ابواسحاق فرمود: در روز غدير پيامبر اكرم(ص) برادرش على(ع) را بلند كرد و به عنوان پرچمدار (و فرمانده) مردم و پيشواى بعد از خودش معرفى كرد. ابواسحاق گفت: عرض كردم، فدايت‏شوم راست فرمودى. به خاطر همين به زيارت و ديدار شما آمدم، گواهى مى‏دهم كه تو حجت‏خدا بر مردم هستى.

23- روز تكبير
عن على بن موسى الرضا(ع) : من زار فيه مؤمنا ادخل‏الله قبره سبعين نورا و وسع فى قبره و يزور قبره كل يوم سبعون الف ملك ويبشرونه بالجنة. اقبال الاعمال: 778.
امام رضا(ع) فرمود: كسى كه در روز (غدير) مؤمنى را ديدار كند، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد مى كند و قبرش را توسعه مى‏دهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زيارت مى‏كنند و او را به بهشت بشارت مى‏دهند.

24- روز ديدار و نيكى
قال الصادق(ع): ينبغى لكم ان تتقربوا الى الله تعالى بالبر والصوم والصلوة و صلة الرحم و صلة الاخوان، فان الانبياء عليهم السلام كانوا اذا اقاموا اوصياءهم فعلوا ذلك و امروا به. مصباح المتهجد: 736.
امام صادق(ع) فرمود: شايسته است با نيكى كردن به ديگران و روزه و نماز و بجاآوردن صله رحم و ديدار برادران ايمانى به خدا نزديك شويد، زيرا پيامبران زمانى كه جانشينان خود را نصب مى‏كردند، چنين مى‏كردند و به آن توصيه مى‏فرمودند.

25- نماز در مسجد غدير
عن ابى عبد الله(ع) قال: انه تستحب الصلوة فى مسجد الغديرلان النبى(ص) اقام فيه امير المؤمنين(ع)و هو موضع اظهرالله عزوجل فيه الحق. وسائل الشيعه 3: 549.
امام صادق(ع) فرمود: نماز خواندن در مسجد غدير مستحب است، چون پيامبر اكرم(ص) در آنجا اميرمؤمنان(ع) را معرفى و منصوب كرد. و آنجايى است كه خداى بزرگ، حق را آشكار كرد.

26- نماز روز غدير
عن ابى عبد الله(ع) قال: و من صلى فيه ركعتين اى وقت‏شاء و افضله قرب الزوال و هى الساعة التى اقيم فيها اميرالمؤمنين(ع) بغدير خم علما للناس و... كان كمن حضر ذلك اليوم... وسائل الشيعه 5: 225، ح 2.
امام صادق(ع) فرمود: كسى كه در روز عيد غدير هر ساعتى كه خواست، دو ركعت نماز بخواند و بهتر اينست كه نزديك ظهر باشد كه آن ساعتى است كه اميرالمؤمنين(ع) در آن ساعت در غدير خم به امامت منصوب شد، (هر كه چنين كند) همانند كسى است كه در آن روز حضور پيدا كرده است...

27- روزه غدير
قال الصادق(ع): صيام يوم غدير خم يعدل صيام عمر الدنيا لو عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنيا لكان له ثواب ذلك. وسائل الشيعه 7: 324، ح 4.
امام صادق(ع) فرمود: روزه روز غدير خم با روزه تمام عمر جهان برابر است. يعنى اگر انسانى هميشه زنده باشد و همه عمر را روزه بگيرد، ثواب او به اندازه ثواب روزه عيد غدير است.

28- روز تبريك و تبسم
عن الرضا(ع) قال: ... و هو يوم التهنئة يهنئ بعضكم بعضا،فاذا لقى المؤمن اخاه يقول: «الحمد لله الذى جعلنا من المتمسكين‏بولاية امير المؤمنين و الائمة(ع)» و هو يوم التبسم فى وجوه الناس‏من اهل الايمان... اقبال: 464.   امام رضا(ع) فرمود: عيد غدير روز تبريك و تهنيت است. هر يك به ديگرى تبريك بگويد، هر وقت مؤمنى برادرش را ملاقات كرد، چنين بگويد: «حمد و ستايش خدايى را كه به ما توفيق چنگ زدن به ولايت اميرمؤمنان و پيشوايان عطا كرد» آرى عيد غدير روز لبخند زدن به چهره مردم با ايمان است...

29- پيامبر و ولايت على(ع)
عن ابى سعيد قال: لما كان يوم غدير خم امر رسول الله(ص) مناديا فنادى: الصلوة جامعة، فاخذ بيد على(ع) و قال: اللهم من كنت مولاه فعلى مولاه،اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه. بحارالانوار 37: 112، ح 4.
ابو سعيد گويد: در روز غدير خم رسول خدا(ص) دستور داد: منادى ندا دهد كه: براى نماز جمع شويد. بعد دست على(ع) را گرفت و بلند كرد و فرمود: خدايا كسى كه من مولاى اويم پس على هم مولاى اوست، خدايا دوست بدار كسى را كه على را دوست بدارد و دشمن بدار كسى را كه با على دشمنى كند.

30- زندگى پيامبرگونه
قال رسول الله(ص): من يريد ان يحيى حياتى، و يموت مماتى،ويسكن جنة الخلد التى وعدنى ربى‏فليتول على ابن ابى طالب،(ع)فانه لن يخرجكم من هدى،ولن يدخلكم فى ضلالة. الغدير 10: 278.
رسول خدا(ص) فرمود: كسى كه مى‏خواهد زندگى و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودانه‏اى كه پروردگارم به من وعده كرده، ساكن شود، ولايت على بن ابى طالب(ع) را انتخاب كند، زيرا او هرگز شما را از راه هدايت بيرون نبرده، به گمراهى نمى‏كشاند.

31- پيامبر و امامت على(ع)
عن جابر بن عبد الله الانصارى قال: سمعت‏رسول الله(ص) يقول لعلى بن ابى طالب(ع): يا على! انت اخى و وصيى و وارثى‏وخليفتى على‏امتى فى‏حيوتى و بعد وفاتى‏محبك محبى و مبغضك مبغضى‏و عدوك عدوى. امالى صدوق: 124، ح 5.    جابربن عبد الله انصارى مى‏گويد: از رسول خدا(ص) شنيدم كه به على بن ابى‏طالب(ع) فرمود: اى على، تو برادر و وصى و وارث و جانشين من در ميان امت من در زمان حيات و بعد از مرگ منى. دوستدار تو دوستدار من و دشمن و كينه‏توز تو دشمن من است.

32- پايه‏هاى اسلام
عن ابى جعفر(ع) قال: بنى الاسلام على خمس: الصلوة و الزكوة و الصوم و الحج و الولاية‏و لم يناد بشى‏ء ما نودى بالولاية يوم الغدير. كافى 2، 21، ح 8.   امام باقر(ع) فرمود: اسلام بر پنج پايه استوار شده است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت و به هيچ چيز به اندازه آنچه در روز غدير به ولايت تاكيد شده، ندا نشده است.

33- ولايت جاودانه
عن ابى الحسن(ع) قال: ولاية على(ع) مكتوبة فى صحف جميع الانبياء ولن يبعث‏الله رسولا الا بنبوة محمد ووصية على(ع). سفينة البحار 2: 691.
امام كاظم(ع) فرمود: ولايت على(ع) در كتابهاى همه پيامبران ثبت‏شده است و هيچ پيامبرى مبعوث نشد، مگر با ميثاق نبوت محمد(ص) و امامت على(ع).

34- ولايت و توحيد
قال رسول الله(ص): ولاية على بن ابى طالب ولاية الله‏و حبه عبادة الله و اتباعه فريضة الله‏و اولياؤه اولياء الله و اعداؤه اعداء الله‏و حربه حرب الله و سلمه سلم الله عز و جل. امالى صدوق: 32.
رسول خدا(ص) فرمود: ولايت على بن ابيطالب(ع) ولايت‏خداست، دوست داشتن او عبادت خداست، پيروى كردن او واجب الهى است و دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدايند، جنگ با او، جنگ با خدا و صلح با او، صلح با خداى متعال است.

35- روز ناله نوميدى شيطان
عن جعفر، عن ابيه(ص) قال: ان ابليس عدوالله رن اربع رنات: يوم لعن، و يوم اهبط الى الارض،و يوم بعث النبى(ص) و يوم الغدير. قرب الاسناد: 10.   امام باقر(ع) از پدر بزرگوارش امام صادق(ع) نقل كرد كه فرمود: شيطان دشمن خدا چهار بار ناله كرد: روزى كه مورد لعن خدا واقع شد و روزى كه به زمين هبوط كرد و روزى كه پيامبر اكرم(ص) مبعوث شد و روز عيد غدير.

36- ولايت علوى دژ توحيد
عن النبى(ص): يقول الله تبارك و تعالى: ولاية على بن ابى طالب حصنى،فمن دخل حصنى امن من نارى. جامع الاخبار: 52، ح 7.   پيامبر اكرم(ص) فرمود: خداوند مى‏فرمايد: ولايت على بن ابيطالب دژ محكم من است، پس هر كس داخل قلعه من گردد، از آتش دوزخم محفوظ خواهد بود.

37- جانشين پيامبر
قال رسول الله(ص): يا على انا مدينة العلم و انت بابها و لن تؤتى المدينة الا من قبل الباب... انت امام امتى و خليفتى عليها بعدى، سعد من اطاعك و شقى من عصاك، و ربح من تولاك و خسر من عاداك. جامع الاخبار: 52، ح 9.   رسول خدا(ص) فرمود: اى على من شهر علمم و تو درب آن هستى، به شهر جز از راه درب آن وارد نشوند. ... تو پيشواى امت من و جانشين من در اين شهرى، كسى كه اطاعت تو كند سعادتمند است، و كسى كه تو را نافرمانى كند، بدبخت است، و دوستدار تو سود برده و دشمن تو زيان كرده است.

38- اسلام در سايه ولايت
قال الصادق(ع): اثافى الاسلام ثلاثة: الصلوة و الزكوة و الولاية،لا تصح واحدة منهن الا بصاحبتيها. كافى: 2، ص 18.   امام صادق(ع) فرمود: سنگهاى زيربناى اسلام سه چيز است: نماز، زكات و ولايت كه هيچ يك از آنهابدون ديگرى درست نمى‏شود.

39- ده هزار شاهد
قال ابو عبد الله(ع): العجب يا حفص لما لقى على بن ابى‏طالب!! انه كان له عشرة الاف شاهد لم يقدر على اخذ حقه و الرجل ياخذ حقه بشاهدين. بحار الانوار: 37، 140.   امام صادق(ع) فرمود: اى حفص! شگفتا از آنچه على بن ابى طالب(ع) با آن مواجه شد! او با ده هزار شاهد و گواه (در روز غدير) نتوانست‏حق خود را بگيرد، در حالى كه شخص با دو شاهد حق خود را مى‏گيرد.

40- على(ع)، مفسر قرآن
عن النبى(ص) فى احتجاجه يوم الغدير: على تفسير كتاب الله، و الداعى اليه، الا و ان الحلال و الحرام اكثر من ان احصيهما و اعرفهما، فآمر بالحلال و انهى عن الحرام فى مقام واحد، فامرت ان آخذ البيعة عليكم و الصفقة منكم، بقبول ما جئت به عن الله عز و جل فى على امير المؤمنين و الائمة من بعده، معاشر الناس تدبروا و افهموا آياته، و انظروا فى محكماته و لا تتبعوا متشابهه، فو الله لن يبين لكم زواجره، و لا يوضع لكم عن تفسيره الا الذى انا آخذ بيده. وسايل الشيعه: 18، 142، ح 43.
پيامبر اكرم (ص) روز عيد غدير فرمود: على(ع) تفسير كتاب خدا، و دعوت كننده به سوى خداست، آگاه باشيد كه حلال و حرام بيش از آنست كه من معرفى و به آنها امر و نهى كنم و بشمارم. پس دستور داشتم كه از شما عهد و پيمان بگيرم كه آنچه را در مورد على اميرمؤمنان، و پيشوايان بعد او از طرف خداوند بزرگ آوردم، بپذيريد.  اى مردم! انديشه كنيد و آيات الهى را بفهميد، در محكمات آن دقت كنيد و متشابهات آن را دنبال نكنيد. به خدا قسم هرگز كسى نداهاى قرآن را نمى‏تواند بيان كند و تفسير آن را روشن كند، جز آن كسى كه من دست او را گرفته‏ام (و او را معرفى كردم).
منابع
1- قرآن كريم .
2- امالى شيخ صدوق، كتابخانه اسلاميه.
3- قرب الاسناد، عبد الله جعفر الحميرى، آل البيت.
4- مصباح المتهجد، شيخ طوسى، مؤسسة فقه الشيعه.
5- وسايل الشيعه، شيخ حر عاملى، مكتبة الاسلامية.
6- سفينة البحار، شيخ عباس قمى، اسوه.
7- جامع الاخبار، محمد سبزوارى، آل البيت.
8- بحار الانوار، علامه مجلسى، دار الكتب الاسلاميه.
9- حماسه غدير، محمدرضاحكيمى، مؤلف.
10- اقبال الاعمال، سيد بن طاووس مؤسسة الاعلمى.
11- اصول كافى، كلينى، دار الكتب الاسلاميه.
12- الغدير، علامه امينى دار الكتب الاسلاميه.
نويسنده: محمود شريفى
منبع: www.al-shia.com

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

شایعه شنبه سی ام آبان 1388 1:9
بازهم شایعه !!

    غروب جمعه بود که یک پیامک دریافت کردم که: استادفرشچیان دارفانی را وداع کرد. این خبر٬ آوار بزرگی ازغم را بر روحم نشاند. چه٬ مدت زیادی است که بادرک شخصیت نورانی و ولایی استادفرشچیان٬ ارادت خاصی به ایشان دارم والبته حضرت ایشان هم به بنده لطف داشته و دارند. دراین خصوص٬ تنها به محموداسعدی٬ دبیر محترم ستادچهره های ماندگار خبردادم. پس ازمدتی ایشان خبرداد که این موضوع شایعه بوده است. آقای اسعدی با استادتماس می گیرند وایشان اظهارمی کنند که افرادمختلف یکسره به من زنگ می زنند!!. طبیعی است این حالت برای ایشان وخانواده محترم استاد خوشایند نبود. درهرصورت شنیدن خبردوم مایه شادمانی شد٬ گرچه هول خبر اول هنوز بر روح وجسم من سنگینی می کرد.

  آنچه مایه تاسف است٬ شکل گیری چنین شایعه هایی است. این موضوع نشان می دهد که جامعه ما به هردلیلی مستعد تولید وانتشارهرگونه شایعه است. وسعت گیری شایعه به عنوان یک تب اجتماعی٬ ضمن آنکه امنیت روانی  افراد واعتمادعمومی را دچارمخاطره می کند٬ بیانگر آن است که افراد جامعه هم با شنیدن هرخبر٬ آن را با محکهای گوناگون ارزیابی نمی کنندو متاسفانه بلافاصله آن را نقل می کند. این یک آسیب جدی است و خوب است توسط روانشناسان اجتماعی وجامعه شناسان وارسی شود. شاید آسیب شناسی جامعه بتواند تاحدی فراوانی شایعه را کم کند.

 

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

اقبال لاهوری سه شنبه نوزدهم آبان 1388 8:5

دیروز یکصدو بیستمین  سال تولد علامه اقبال لاهوری٬ شاعروفیلسوف بیدارگر پارسی گوی بود. روح اشعار علامه که به زبان پارسی است٬ توجه به خودی٬ توحید وبیدارگری اهالی قبله است. سروش ازخواب گران خیر او بیدارگر وغرورآفرین است.

     اشعاراو تنها یک دیوان ادبی نیست٬ بلکه نوعی فلسفه زندگی را مطرح می کند. او نظریه ای دارد با نام " بازگشت‌ به‌ خويشتن"‌ که در باب‌ بازگشت‌ "خودي‌" و "بي‌خودي‌" است‌ . علامه‌ اقبال‌ تنها يك‌ شاعر نيست‌; وي‌ فيلسوف‌ و حكيمي‌ است‌ كه‌بيش‌ از همه‌ به‌ بيداري‌ و خيزش‌ جهان‌ اسلام‌ مي‌انديشد و از اينكه‌ آنان‌ از نعمات‌و داشته‌هاي‌ خويش‌ غافل‌ شده‌اند شكوه‌ مي‌كند. وي‌ براي‌ ترغيب‌ و دعوت‌آحاد مسلمانان‌ جهت‌ نيل‌ به‌ شكوه‌ و عظمت‌ خويش‌، طرح‌ يك‌ فلسفه‌ راپي‌ريزي‌ نمود كه‌ اساس‌ آن‌ بازگشت‌ به‌ خویشتن مي‌باشد. آيت‌الله‌ سيد علي‌حسيني‌ خامنه‌اي‌ در مقاله‌ خود درباره‌ اقبال‌ مي‌نويسند:

   "اقبال‌ طرح‌ يك‌ فلسفه‌ را ريخت‌. خودي‌، فلسفه‌اي‌ از نوع‌ فلسفه‌ ذهني‌ موردنظر ما نيست‌. مفهوم‌ خودي‌ يك‌ مفهوم‌ انساني‌ اجتماعي‌ است‌ كه‌ در پوشش‌تعبيرات‌ فلسفي‌، و با آهنگ‌ يك‌ تبيين‌ فلسفي‌ بيان‌ شده‌است‌ .... خودي‌ درمفهوم‌ مورد نظر اقبال‌ عبارت‌ از احساس‌ شخصيت‌ است‌، درك‌ شخصيت‌، خودنگري‌، خودانديشي‌، خودشناسي‌، درك‌ خود، مفهوم‌ خودي‌ اقبال‌ است‌، منتهي‌ اين‌ را در شكل‌ يك‌ بيان‌ فلسفي‌ و يك‌ مفهوم‌ فلسفي‌ بيان‌ مي‌كند. به‌ نظرمن‌ ابتدا مسأله‌ خودي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ تفكر انقلابي‌ به‌ ذهن‌ اقبال‌ مي‌آيد و بعد به‌سراغ‌ فلسفي‌ كردن‌ اين‌ تفكر مي‌رود و خودي‌ همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ جايش‌ درهند خالي‌ بود و با يك‌ ديد كلي‌ در جهان‌ اسلام‌ خالي‌ بود، يعني‌ ملتهاي‌ اسلامي‌در حالي‌ كه‌ نظام‌ ارزشي‌ اسلام‌ را داشتند مطلقا آن‌ را فراموش‌ كرده‌ بودند و باپاكباختگي‌، به‌ يك‌ نظام‌ ارزشي‌ بيگانه‌ مؤمن‌، معتقد، فريفته‌ و علاقمند شده‌بودند كه‌ لازم‌ بود به‌ خودشان‌ برگردند يعني‌ به‌ نظام‌ ارزشي‌ اسلام‌ برگردند واين‌همان‌ مفهومي‌ است‌ كه‌ اقبال‌ دنبال‌ آن‌ است‌."

   اقبال‌ رمز موفقيت‌ انسانها و جامعه‌ انساني‌ بويژه‌ انسان‌ و جامعه‌ الهي‌ را درگرو پيدا كردن‌ خودي‌ و تكيه‌ بر نعمت‌ فطرت‌ خداگراي‌ انساني‌ مي‌داند. احمدسروش‌ در مقدمه‌ كليات‌ ديوان‌ اقبال‌ لاهوري‌ (1343) مي‌نويسد:

  "رمز اقبال‌ در اينجاست‌. اسرار خودي‌ پايه‌ و اساس‌ پيام‌ اقبال‌ است‌. اقبال‌ دروهله‌ اول‌ مي‌خواهد افراد انسان‌ را بيدار كرده‌ و متوجه‌ خود سازد و از همين‌ جانظريه‌ خودي‌ اقبال‌ آغاز مي‌يابد. اقبال‌ بنابر جهان‌بيني‌ ديني‌ خويش‌ انسان‌ راموجودي‌ بس‌ عظيم‌ و بزرگ‌ و خليفه‌ خدا در زمين‌ و شرح‌ اني‌ جاعل‌ في‌ الارض‌خليفه‌، مي‌شناسد و براي‌ خودي‌ انسان‌ ارزش‌ بسيار قائل‌ است‌. اقبال‌ همه‌ چيز رااز خود و خودها مي‌داند و رمز بزرگ‌ توحيد را در وحدت‌ همين‌ خودها مي‌شناسد. اين‌ خودي‌ عبارت‌ از وحدت‌ تمايلات‌ موروثي‌ و تأثيرات‌ مكتسب‌از تجارب‌ زندگاني‌ در وجود انسان‌ است‌."

  اقبال‌ موفقيت‌ در زندگي‌ را ناشي‌ از شناخت‌ "خود" مي‌دانست‌، او شيداي‌انسان‌ متهور، سختكوش‌ و متكي‌ به‌ نفس‌ بود (بقائي‌ ماكان‌، 1382). درمجموع‌اين‌ تفكر نشان‌ مي‌دهد كه‌ هشياري‌ و بصيرت‌ انسان‌ نسبت‌ به‌ تواناييها وويژگيهاي‌ خود در ابعاد فردي‌ و اجتماعي‌، نقش‌ انگيزشي‌ داشته‌ و جرأت‌ وظرفيت‌ انسان‌ را در مواجهه‌ با موارد و مناسبات‌ زندگي‌ افزايش‌ مي‌دهد. چه‌،آگاهي‌ نسبت‌ به‌ مايه‌هاي‌ خليفه‌اللهي‌، توان‌ آدمي‌ را براي‌ هرگونه‌ ساختن‌ وآفرينش‌ خود و ديگران‌ افزايش‌ مي‌دهد و موجب‌ خيزش‌ و سازندگي‌ جان‌ فردي‌و جمعي‌ مي‌شود.

نقطه‌ نوري‌ كه‌ نام‌ او خودي‌ است                 ‌زيرخاك‌ ما شرار زندگي‌ است‌

   فلسفه‌ خودي‌ اقبال‌ عصاره‌اي‌ از اسلام‌ و عرفان‌ شرقي‌ است‌ كه‌ آن‌ راه‌ رسيدن‌ به‌كمال‌ نفساني‌ است‌ يا به‌ اصطلاح‌ خودش‌ راه‌ حياتي‌. اين‌ راهي‌ است‌ كه‌ من‌ ياخود به‌ توسط آن‌ مي‌تواند به‌ اموري‌ دست‌ پيدا كند و به‌ اهدافي‌ برسد كه‌ درشرايط عادي‌ نمي‌تواند. يعني‌ در واقع‌ در آن‌ مراحل‌ عالي‌ خودش‌ شهودي‌عمل‌ مي‌كند (آذربايجاني‌; به‌ نقل‌ از بقائي‌، 1382). البته‌ برخي‌ از محشين‌ اشعاراقبال‌، خودي‌ را به‌ معناي‌ وجود قلمداد كرده‌اند كه‌ ظاهرا مطابق‌ با واقعيت‌ نيست‌و براي‌ توصيف‌ خود در نظر اقبال‌، نارساست‌. به‌ تعبير يكي‌ از بزرگان‌ (آيت‌ الله‌حسيني‌ خامنه‌اي‌; به‌ نقل‌ از بهداروند، 1382) مفاهيم‌ مورد نظر اقبال‌، انساني‌ واجتماعي‌ است‌. معناي‌ خودي‌ در نظر اقبال‌ غير از معناي‌ وجودي‌ است‌. معناي‌خودي‌ يك‌ مفهوم‌ مشكك‌ است‌، داراي‌ شدت‌ و ضعف‌ است‌، شدت‌ و ضعف‌خودي‌ در هر يك‌ از موجودات‌ عالم‌ تعيين‌كننده‌ اندازه‌ قوام‌ و استواري‌ آن‌موجود است‌.

    خودي‌ در نظر اقبال‌ معادل‌ Self  وEgo   در روانشناسي‌ است‌. به‌ تعبير استادمينوي‌ شناختن‌ آن‌ وظيفه‌ هر انساني‌ است‌. وقتي‌ موارد موروثي‌ و تجربيات‌ناشي‌ از تعامل‌ فرد با محيط بيروني‌ در يك‌ كليت‌ شكل‌ مي‌گيرند; و انسان‌ نسبت‌به‌ آن‌ هشيار مي‌شود، خود تشكيل‌ مي‌شود. اين‌ خود همان‌ موضوعي‌ است‌ كه‌رفتار انسان‌ به‌ آن‌ نسبت‌ داده‌ مي‌شود. وقتي‌ فردي‌ مي‌گويد كه‌ من‌ خودم‌ اين‌ كاررا كردم‌ ويا اظهار مي‌دارد كه‌ اين‌ جنس‌ مال‌ من‌ است‌ و يا من‌ اينگونه‌ فكر مي‌كنم‌نشانه‌ هايي‌ از تشكيل‌ خود در اوست‌ كه‌ رفتارها و انديشه‌هاي‌ خويش‌ را به‌ آن‌اسناد مي‌ دهد.

   در نظر اقبال‌ وقتي‌ انسان‌ به‌ خودي‌ هشيار مي‌شود به‌ مقام‌ ارجمند نمايندگي‌و خليفگي‌ خداوند در زمين‌ مي‌رسد. در نظر وي‌ اصل‌ نظام‌ عالم‌ از خودي‌ است‌ و تسلسل‌ حيات‌ تعينات‌ وجود بر استحكام‌ خودي‌ انحصار دارد (احمد سروش‌، 1343).

پيكر هستي‌ زآثار خودي‌ است‌                   هر چه‌ مي‌بيني‌ زاسرار خودي‌ است‌

وانمودن‌ خويش‌ را خوي‌ خودي‌ است‌          خفته‌ درهرذره‌ نيروي‌ خودي‌است‌

چون‌ حيات‌ عالم‌ از زور خودي‌ است            ‌پس‌ به‌ قدر استواري‌ زندگي‌است‌

قطره‌ چون‌ حرف‌ خودي‌ از بركند                  هستي‌ بي‌ مايه‌ را گوهر كند

باده‌ از ضعف‌ خودي‌ بي‌ پيكر است              ‌پيكرش‌ منت‌پذير ساغر است‌

چون‌ خودي‌ آرد به‌ هم‌ نيروي‌ زيست           ‌مي‌گشايد قلزمي‌ از جوي‌ زيست‌

    همچنین اقبال‌، عشق‌ به‌ زندگي‌ و گريز از فقر و عجز را لازمه‌ توسعه‌ و تكامل‌ خودي ومایه شرار زندگی ‌مي‌داند (زرين‌كوب‌; به‌ نقل‌ از بهداروند، 1382).

نقطه‌ نوري‌  كه‌ نام‌ او خودي‌ است                 ‌زير خاك‌ ما شرار زندگي‌ است‌

از محبت‌ مي‌شود پاينده‌تر                           زنده‌تر سوزنده‌تر تابنده‌تر

شمع‌ خود را همچو رومي‌ برفروز                   روم‌ را درآتش‌ تبريز سوز

محكم‌ از حق‌ شو سوي‌ خودگام‌زن                ‌لات‌ و عزي‌ هوس‌ را سرشكن‌

لشكري‌ پيدا كن‌ از سلطان‌ عشق‌                 جلوه‌ گر شو بر سر فاران‌ عشق‌

تا خداي‌ كعبه‌ بنوازد ترا                               شرح‌ اني‌ جاعل‌ سازد ترا

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

استادحسین صبحدل شنبه شانزدهم آبان 1388 1:35

    گاهی غبطه کسانی را می خورم که کار بزرگی کرده اند و وقتی می روند ازآنها حداقل یک اثرماندگار بیادگار می ماند. چه خوب است که کار باقیمانده ازانسان٬ یک اثر خوب وثواب باشد. این اثر یاآثار به عنوان باقیات صالحات  می ماند وآثار ماتاخر دارد.

   خوش بحال استادحسین صبحدل با آنهمه صفا وصمیمیت و تدین وازهمه مهم تر اثر روح بخش اذان او !. حتی کسانی که استادصبحدل راهم نمی شناختند٬ بیان می کردند که اذان او اذان دیگری است ٬ چون علاوه براینکه دلهای ما رابرای اقامه نماز جلا می دهد٬ مارا به دوران دهه ۵۰ می برد. شنیده ام که استاد مطهری ومرحوم شریعتی همیشه تقاضا داشته اند که اذان صبحدل را بشنوند.

    من ازمانی که دررادیو بودم همیشه به دیده احترام به استادصبحدل می نگریستم. شخصیت پخته ٬تدین و صفای استادصبحدل به گونه ای بود که همه دوستان باایشان ارتباطی دوستانه وصمیمی داشتند. شخصیت ایشان واقعا تحسین برانگیزبود. گرچه به نظرمن این عزت را خداوند بخاطر کاربزرگی که کرده بود٬ به وی عطا کرده بود.

   اما خودم را بخاطر غفلتم نمی بخشم که مدتی بود از ایشان سراغی نگرفته و ایشان را زیارت نکرده بودم. اشتغالات جور و واجور همیشه مارا از یادبزرگان وامی دارد ومی دانم که این خسران بزرگی است. حال باید افسوس بخورم که چرا صبحدل را مدتی ندیده ام. اما برای او که دربهشت برین است٬ دعا می کنم.

روح بزرگ استادحسین صبحدل با اولیای خدا قرین ومحشورباد.

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

دختران چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 0:58

   امروز روز ولادت فاطمه معصومه علیهاسلام ٬ فرزند وخواهر گرامی دو امام معصوم بود. وجود پربرکت آن بانوی شریف مایه افتخار وعظمت ایران و بهانه ای برای برپایی بزرگترین پایگاه دینی ومعنوی جهان اسلام درشهر مقدس قم بوده وهست. ایران ما به حضور معنوی خواهر وبرادر ٬ یکی درقم ودیگری درمشهد نورانی٬ برخود می بالد و درطول تاریخ٬ ازآنان فیض وبرکت کسب نموده است. به پاس حضور آن بانوی بزرگ٬ بزرگان وعلمای گرانقدری که هریک موجب فخر وعظمت اقالیم قبله بوده اند٬ پرورش یافته اند.

  و این روز را به بهانه ولادت سبز کریمه اهل بیت علیهم السلام٬ روز دختران نامیده اند وچه اقدام زیبا وشایسته ای! . دراین مکتب٬ دختران مایه برکت زندگی٬ ریحانه وگل خوشبو هستند که احترام وقدرشان بر همه واجب است. آنان مادران فردا ومهد تربیت فرزندانی خواهند بود که به تعبیر قرآن٬ نور چشم خواهند شد. اگربه سیر  وصیرورت بزرگان ٬صالحان ودانشمندان٬ نظری ژرف بیندازیم٬ درمی یابیم که پشت هراعتلایی٬ یک زن ایستاده است. زنانی که ارجمندی خود رااز روزگار دختری شان به وهله مادری رسانده اند٬ قدروقیمت خودرا دانسته ودامن خویش رابرای تربیت فرزندانی پاک سرشت٬ به هیچ زشتی نیالوده اند.

     وامروز دختران ما باید٬ عیارخویش را به عنوان ریحانه بدانند٬ که اگر به میزان آن آگاه شوند٬ خودرا درحریمی از معنویت وعلم٬ ازهر بدی مصون می دارند. وبسیاری ازدختران جامعه ما چنین اند. این یک اصل است: هراندازه خودآگاهی وهشیاری ما همانند زرگر٬ به عیار طلای وجودمان بیشتر باشد٬ بیشتر آن را درحریم ومراقبت قرارمی دهیم.

     ازسوی دیگر٬ گاهی مواردی را مشاهده می کنیم که برخی دختران٬ احترام به خویشتن را ازکف داده وعیارخود را فراموش کرده اند و درپی همین غفلت وفراموشی است که شان خویش را به حدی تنزل داده اند که هرصیادی را در بدام انداختن آنان حریص می کند. راه این است که مربیان ووالدین٬ برای نجات آنان قبل ازهرچیز  آنان را به گوهر وجودی شان٬ آشنا وآگاه سازند. سنت براین است که هرگاه آدمها نسبت به قدر وقیمت واقعی خویش٬ آگاه شوند٬ به سرعت خودرا به حریم علم ومعنا می کشانند و وجودشان را ازهر پلشتی وآلودگی پاک می سازند. به عبارتی٬ اگردرجامعه ما آسیبی متوجه برخی دختران ماست٬ آن را ناشی ازبی اطلاعی آنها از عیار جوهر و  گوهر وجودشان بدانیم و درصدد هشیارسازی آنان نسبت به ارجمندی شان و نیز به نقشه های دزدان شرافت وپاکدامنی٬ برآییم. رجوع به فطرت خداگرای دختران٬آنان را مراقبت خواهدکرد.

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

هر كي دلتنگ بهاره، يه سفر مياد خراسون سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 7:33
هر كي دلتنگ بهاره، يه سفر مياد خراسون

سروده زیر شعری ازحمید هنرجوست که به مناسبت فرا رسيدن ميلاد امام رضا(ع) با نام «ترانه هشتمين اميد» سروده است.

اسم تو زمزمه گل
اسم تو رو لب بارون
هر كي دلتنگ بهاره
يه سفر مياد خراسون
تو علي موسي الرضايي، رحمتت بي‌انتها
پسر صبر و صلابت، پدر جود و سخا

اسم تو، رمز شكفتن
عطر آشناي سيبه
عاشقاي بي‌شمارت
ميگن آقامون غريبه ...
صاحب معجزه‌هايي، روح پاكي و دعا
كه با دست روشنت، واميشه از هم گره‌ها

حرم مطهر تو
به خدا بهشت خاكه
مبتلا ميشه به عشقت
هركي خوبه، هركي پاكه
زائراي حرمت، به عشق تو دم مي‌گيرن
از حرم كه بر مي‌گردن، بوي شبنم مي‌گيرن

دل ما هوايي توست
تو كه هشتمين اميدي
هركي درد بي‌دوا داشت
تو به فريادش رسيدي
دل ما يه عمره كه دور و بر سقاخونه‌ س
واسه ما كه تشنه زيارتيم، آب بهونه س

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

سیاحت غرب یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 15:41

سیاحت غرب عنوان ماهنامه بسیار خوب ومفیدی است که توسط مرکزپژوهشهای اسلامی صداوسیما منتشر می کند. این ماهنامه خلاصه ای ازمقالات گوناگون فرهنگی، علمی، سیاسی، ومعرفتی ازنویسنده های معروف دنیاست. انتخاب خوب مطالب، ترجمه خوب، چکیده نویسی مناسب و به روز بودن مطالب ار ویژگیهای این مجله است.صندوق پستی این مرکز این است:  3133- 37185، نمابر : 2915510 قم

   درشماره 47 سیاحت غرب مطالب زیر ترجمه شده است:

* امپریالیزم روانشناختی

* نمادهای تلویزیونی، واقعیت یا .....گفتگو با نیل پستمن

* آیا ما درعصر طلایی زندگی می کنیم ؟

*بحران اقتصادی وپیامدها یاجتماعی آن

* حقیقت به تنهایی شمارا آزاد نخواهد کرد

* تویترنیشن هم ازراه رسید: ازچه باید بترسیم>

* چراباید درتویتر حضور داشته باشید؟

* ژرفای سیاست هالیوود: ارتباط نزدیک با پنتاگون

* هیاهوی بسیار درانتخابات ایران برای هیچ

* بدرود ای عصر امریکا

* تاریخچه ای بر شرارتهای سیا

و چند عنوان دیگر


نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

   امشب طبق قرارقبلی روزهای یکشنبه قرار بود دربرنامه دوقدم مانده به صبح ٬ صحبتهای شیرین ومستند جناب آقای دکترولایتی رادرباره تاثیر بخش اصفهان و بزرگان اصفهانی درگسترش فرهنگ وتمدن اسلامی ایرانی بشنویم. من واقعا برای شنیدن بحثهای تاریخی فرهنگی جناب دکترولایتی روزشماری می کنم. این برنامه یک کلاس بسیار آموزنده برای من بوده وازتماسهای پرشمار بینندگان واهل خرد وهنر به شبکه نیز برمی آید که آنان نیز ازاین بخش ازبرنامه سخت استقبال می کنند.

    امروز پیش ازظهر ٬ ایشان طی تماسی بابنده اعلام کردند که بدلیل مشکلی که برایشان پیش آمده است نمی توانند دربرنامه شرکت کنند. من به ایشان عرض کردم که مشکلی نیست اما جواب بینندگان را چگونه بدهیم که ایشان ازاین صحبت بنده منفعل شدند ٬ اما عنوان کردند که واقعا امکان حضور ندارند. دکترولایتی هم دراین مدت با اشتیاق زیادی دربرنامه شرکت کرده اند و عکس العمل خوب وپیشنهادهای مخاطبان برایشان خیلی مهم بوده است واحساس کرده اند که باید این مباحث را که با هویت واصالت ایرانی عجین است٬ تداوم دهند واین خواسته بینندگان شبکه نیزمی باشد. یادم باشد بگویم که به یاری خداوند متعال  و مساعدت رییس محترم سازمان صداوسیما قراراست مجموعه مباحث فرهنگ وتمدن اسلام وایران درمجلداتی توسط انتشارات سروش به چاپ برسد.

   اما نکته اصلی این نوشته اشاره به تماسهای مکرر بینندگان بابرنامه و نیز با بنده پس ازاعلام عدم پخش امشب این بخش ازبرنامه است. این تماسها قبل ازآنکه توجه به افراد برنامه باشد عنایت به اهمیت هویت ایرانی اسلامی است. طرح این گونه مباحث که بیانگر افتخارات علمی ٬فرهنگی وهنری ایران وایرانی است٬به مردم ما انگیزه حرکت به سوی فردایی روشن وتمدن ساز واحساس غرور می دهد . همه می دانیم که ما ملتی بزرگ ٬ دارای تبار  علمی فرهنگی هستیم که همه جور هجوم ازناحیه بیگانگان راتجربه کرده ایم ٬ اما به مدد بیداری اسلامی و حضور بزرگانی درحوزه های فقاهت ومصلحانی شجاع ونیز مردمانی پاک نیت و بی باک٬ اصالتها وفرهنگ خودمان را حفظ کرده ایم وحتی دروهله هایی ازتاریخ ٬ مهاجمان به کشور عزیزمان رادرفرهنگ خودمان هضم کرده ایم.

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

خبرهای دست اول یکشنبه دوازدهم مهر 1388 3:1

    ایمیلی ازیک دوست ایرانی مقیم اروپا دریافت کردم که طی آن به من که درداخل ایران هستم٬ اخباری ازایران و اطلاعات بکری داده بود که هزاران شرکت ایرانی ورشکست شده اند وازاین قبیل خبرها که با کلی ذوق وشوق برایم ارسال کرده بود.

   احتمالا این دوست عزیر ازسر خیرخواهی خواسته بود من را ازوضع جامعه ای که درآن زندگی می کنم٬ بی اطلاع نگذارد٬ حتما وصدالبته این دوست عزیز نخواسته بود به شعور من توهین کند!!. ازاین همه لطف برای اطلاع رسانی ازآن سوی دنیا ازایشان صمیمانه تشکرمی کنم! چجور می توانم اینهمه خیرخواهی ایشان را پاسخ بدهم؟! اگراین قبیل اطلاعات که ازمنابع خارجی پخش می شود به ما که درداخل ایران زندگی می کنیم نرسد٬ آنوقت چه روزگاری خواهیم داشت!! ازاین بابت ازایشان صمیمانه تشکرمی کنم که من راازبی اطلاعی بدرکرده است. من می خواهم که ازاین به بعد من را حتما درجریان آخرین اخبار ملی و شهری وحتی محلی قراردهد٬ چون ما ازهمه اخبارحتی ازکوچه ومحله مان هم بی اطلاع هستیم وسخت تشنه!! اخبار شما.

  اما دوست عزیز!  ما دراین جامعه کاملا بسته٬ گاهی خبرهایی هم می شنویم که خوب است اگرخواستید این ایمیل را برای دیگران ارسال کنید٬  خبرتان را کامل کنید تاکم وکاستی نداشته باشد. علاوه برخبرهایی که شما برای من از اروپا درباره ایران فرستاده اید٬ خبرهایی دیگری هم هست:بخوانید!

* صدها جایگاه پمپ بنزین ازبی بنزینی تعطیل شده اند و صف اتل ها برای دریافت چندقطره بنزین به کیلومترها می رسد .

* هزاران دانش آموز درایران درچادرهایی که ازاروپا رسیده است٬ به تحصیل مشغول اند وهنوز کتاب وکاغذ به آنها نرسیده است.

* میلیونها مردم درایران از نبود میوه جات و کالاهای خوردنی ٬ دچارسوء تغذیه شده  وحال جمعیت قابل ملاحظه ای ازآنها بسیار وخیم گزارش شده است. بیمارستانهای شهرتهران هم گنجایش این همه بیمار را ندارد و اگرهم داشته باشند٬ وسیله ای برای درمان ندارند. ماههاست وزارت بهداشت چشم انتظار رسیدن داروهای درمانی برای مداوای بیماران است. اخیرا به مسافران خارجی اطلاع داده شده است که درصورت سفر به ایران٬ حتما داروهای اولیه مثل داروهای ضدتب وسرماخوردگی با خود داشته باشند تا دراینجا به ذات الریه دچارنشوند.

* خیابانها مملو ازمردان است و زنان ایرانی نمی توانندبراحتی ازخانه های خود خارج شوند. آنان حق رانندگی٬ رای دادن٬ تدریس و تحصیل ندارند. تازگیها به برکت  ورود فرهنگ فرنگی٬ زنان توانسته اند درحد دوسه درس مکتب خانه ای را فرابگیرند.

* بدلیل ورشکست شدن همه کارخانجات٬ دولت مجبور است کل کالای خودرا ازخارج واردکند که فعلا توان این را هم ندارد.

* علاوه بردردهایی که گفته شد٬ دراین کشور هیچ نشاط علمی وجود ندارد. دانشجویان ومحققان ایرانی منتظرند که تکنولوژی هسته ای٬ نانوتکنولوژی٬ سلولهای بنیادی وازاین قبیل را که به آنها های تک می گویند٬ توسط اروپاییها وغربیهای انسان دوست وصلح آور به مملکت منتقل گردد.

* دراین کشور چیزی به نام صنعت مستقل وجود ندارد٬ همه وارداتی است. اصلا عقل ایرانی ها به اینجور چیزها قدنمی دهد. اگر غربی ها به ما صنعت دادند که دادند٬ اگرندهند ما نمی دانیم چه خاکی برسرمان کنیم؟

* متاسفانه درهیچ جای دنیا نامی ازایران نیست وهیچ بنابشری ایران را نمی شناسد.

   دوست عزیزم! اگربازهم خبرخواستی٬ تعارف نکن!  بگو من برایت می فرستم. خبرهای دست ساز من حداقل بوی ایران ووطن می دهد نه بوی وطن فروشی. چرا خبرهای دست ساز بنگاههای خبری انسان دوستانه وراستگو ی غربی را برایم ارسال می کنی؟ البته آنها هم دو آتشه دوستدار ایران واستقلال این کشورند٬ اما چرااینهمه زحمت؟ خوبه به اونها زحمت ندهید وبه من بفرمایید تا خبرهای دست ساز بسیار دست اول وناب برایت بسازم وارسال نمایم. البته حق دارید که به صد دلیل ازاخبار وطنی خوشت نیاید! ازقدیم هم که گفته اند مرغ همسایه غازه!

ودهها خبردیگر ازاین نوع...

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

حسن خاکباز شنبه چهارم مهر 1388 11:52
کربلای جبهه ها یادش بخیر !

بخاطرآوری روزهای دفاع مقدس برای من که توفیق چندانی برای حضور درآن خاک پربها نداشتم٬ مایه حسرت است ومی دانم که درروز واپسین٬ ازحسرت آن دچاررنج خواهم شد حتی اگر بهشت برین جایگاه ما باشد(واذا یتحسرون اهل الجنه...)٬ چراکه اهل جنت نیز حسرت می خورند وحسرت٬  رنج آنان است٬ حسرت مقامات بالاتر و اینکه چرا باکمی رنج دنیوی٬ اینهمه تنعمات بهشتی را ازدست داده اند. اما درکنارحسرت٬ این روزها برای من خاطره انگیزاست. وقتی یاد دوستان عزیزم وهمراهان روزهای جوانی را درذهن مرور می کنم٬ واقعا احساس دلتنگی می کنم٬ یاد مردان دلاوری مثل محمدیوسفی٬حسن خاکباز٬ محمدحسن سلطانی٬ جوادزندیه٬مرتضی زندیه٬بهروز تبریزی٬قاسم لبافی٬خسرودمیرچی٬ حسین باقری٬ حسن وقاری٬ابوالفضل بابایی٬مصطفی کاهه٬ حمیدافشاری٬و...

روزهایی درایام جوانی با بچه های انجمن فرهنگی به اردوهای شمال می رفتیم. یادم هست حسن خاکباز باآن قد رشید ولبان همیشه خندانش که ۱۸ سال هم بیشترنداشت٬ به دریا می زد وآنقدر دورمی شد که ما به عنوان مربیان اردو نگران او می شدیم٬ چراکه بقدری شناگرقابلی بودوآنقدر دور می شد که چشم٬ دیگراورا نمی دید. پس ازدوساعت برمی گشت وما می دیدم که یک سیاهی ازدور پیدا می شد. حسن نزدیک ونزدیک تر می شد تا به ساحل می رسید. تصورکنید بادوساعت شنا ٬ دیگرنباید توانی ازاو مانده باشد٬ اما می گفت: بچه ها بریم برای رفع خستگی کمی فوتبال بازی کنیم!!... وقتی کلی هم فوتبال بازی می کرد٬ تازه میل زورخونه برمی داشت ومیل می زد... حسن خستگی نداشت...جالبه که این روحیه را درجبهه ها هم حفظ کرده بود. خستگی ناپذیری و شجاعت فوق العاده حسن ۱۸ساله زبانزد همه لشکربود. یکی ازفرماندهان لشکرگفته بود که عملیات والفجرمقدماتی را مدیون حسن خاکباز هستیم. او مسئول دسته بود... وقتی می بینه که معبر باز نمیشه ومین گذاری شده٬ یک برانکارد را دست می گیره وخودش رو روی مین می اندازه تا تعداد بیشتری مین خنثی کنه..... و اینکه بچه های دیگه ازروی جسد او راحت تر رد شوند.... وقتی پیکر رشید اورا درتابوت دیدم، صورتش خیلی ....به این صورت باشهادت خودش ٬ راه رابرای خط شکنی بچه های خط شکن باز می کنه...

دوست دارم این رو برای خواص بگم که حسن ازیک خانواده فقیر وجنوب شهری  بود٬ پدری زحمت کش وساده داشت٬ تازه عقد کرده بود٬ اما دربزنگاه حادثه درکنار امام خویش ایستاد ومصلحت جویی نکرد...امروز هم اگرحادثه ای برای انقلاب بیفتد٬ همین بروبچه های طبقه متوسط درمیدان خواهند بود...پس به آنان برچسب نزنیم وآنان را بحساب بیاوریم...گرچه امثال حسن به تعریف من وامثال من نیازی ندارند....آنها نزد خدامجبوب تراز هرآدم عابد وزاهدی هستند که درکمال آرامش وعافیت!! به عبادت می پردازند...

یادشان گرامی وحظ شان ازقرب الهی٬ گوارای وجودشان!

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

اول مهر، علم ومعنویت چهارشنبه یکم مهر 1388 14:21

   امروز اول مهر با وجد وشعف به فضای مدرسه ای درمنطقه 18 تهران پاگذاشتم وباردیگرخاطره روزهای شیرین دانش آموزی ومعلمی برایم زنده شد. همیشه خاطره دوران محصلی ومعلمی برای من، ومی دانم برای دیگران نیز، آرامش بخش وبهجت آور بوده است. من امروز سخنران دبیرستان نمونه دولتی امام حسین (ع) بودم. این دبیرستان یکی ازبهترین مدارس منطقه بوده وقبولی های خوبی هم درکنکورداشته است. مراسم بازگشایی مدرسه ساعت8صبح باقرائت قرآن کریم توسط یک دانش آموز وپخش سرود جمهوری اسلامی شروع شد. دانش آموزان به طورمنظمی به صف شده بودند وایستاده مراسم را دنبال می کردند. شور وهیجان زیبای اول مهر درنگاه های بچه ها مشخص وخوش وبش آنها شروع یک روز ویک فصل قشنگ اززندگی شان را نشان می داد.

   من برای بچه ها گفتم که شماها باید برای اینکه درآینده تصورخوبی ازخودتان بدست بیاورید واحساس خوشبختی وموفقیت بکنید وهمچنین برای اینکه تصوردیگران هم ازشما مطلوب باشد واحساس مولد بودن برای جامعه خودتان داشته باشید، باید برای دوچیزسرمایه گذاری کنید؛ یکی سرمایه گذاری معنوی ودیگری سرمایه گذاری علمی. همانطورکه باافتتاح دفترچه های بانکی برای فردا سرمایه گذاری می کنیم ومیزانی ازسرمایه های امروز رابرای فردا ذخیره می کنیم، باید برای فردای زندگی تان نیز به لحاظ معنوی وعلمی سرمایه گذاری کنید.

   من گفتم که : معنویت وعلم، دوچیزمتفاوت نیستند، بلکه مکمل همدیگرهستند. معنویت می تواند شتاب مارا درکسب علم بیشتر کند وعلم می تواند به معنویت ما کمک کند. درهرصورت جامعه ما به افرادی متعهد ومتخصص نیاز دارد. من برای بچه ها گفتم که: معنویت، گمشده امروز بشریت است وبه لطف خدا جامعه ما شرایطی دارد که می توان به راحتی با کوشش وجهد اخلاقی به معنویت دست یافت. البته کسب معنویت همانند کسب علم نیاز به زحمت دارد. اگر شما جوانان امروز برای فردای خود، معنویت وعلم ذخیره کنید، زندگی پرنشاط خواهید داشت واحساس رضایت وخوشبختی خواهید داشت.

   به بچه ها گفتم که بدانید موازنه قدرت در جهان امروز به تعداد سرباز ولشکرنیست، به فرمول وفناوری است. پس اگربخواهیم صاحب قدرت شویم تا هم زندگی کنیم وهم تهدید نشویم، باید صاحب فرمول بشویم ویافته های علمی تولید کنیم. برای این مقصد هم انگیزه داریم، هم استقلال داریم وهم هوش سرشار. البته جهان استکباری نمی خواهد ما فکرکنیم، نمی خواهد ما صاحب تکنولوژی بومی شویم، به همین دلیل به ما فشار می آورد، اما چاره ای نداریم جزاینکه به خودمان تکیه کنیم و صاحب فناوری نو بشویم ، کما اینکه دربرخی زمینه ها پیشرفتهای زیادی کرده ایم که انصافا اعجاب انگیز وغرور آفرین است. گفتم که : کوشش هریک ازشما درراه کسب علم ومعنویت، کوشش یک نفرنیست، بلکه موجی ازعزت و قدرت را برای کشورعزیزمان به ارمغان می آورد. و درمقابل، هرگونه تنبلی، درس نخواندن، وبی اخلاقی، جامعه را ازقدرت بیشتر محروم می سازد. درآخر آرزو کردم که درآینده آنها را دردانشگاه مشاهده کنم.

   پسخوراند چهره های بچه ها حین سخنرانی نشان می داد که  توانسته ام کمی ذهن وفکر آنان را به دو موضوع مهم علم ومعنویت مشغول کنم.

 

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

عبرت های عاشورا سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 20:0

"اگر بيمارى‏اى وجود دارد كه مى‏تواند جامعه‏اى را كه در رأسش كسانى مثل پيغمبراسلام و اميرالمؤمنين عليهما السّلام بوده‏اند، در ظرف چند ده سال به آن وضعيت برساند، اين بيمارى، بيمارى خطرناكى است و ما هم بايد از آن بترسيم..امام، افتخارش به اين بود كه بتوانداحكام پيغمبر را درك، عمل و تبليغ كند. امام ما كجا، پيغمبر كجا؟! آن جامعه را پيغمبر ساخته بود و بعد از چند سال به آن وضع دچار شد. اين جامعه ما خيلى بايد مواظب باشد كه به آن بيمارى دچار نشود. عبرت، اين‏جاست! ما بايد آن بيمارى را بشناسيم؛ آن را يك خطر بزرگ بدانيم واز آن اجتناب كنيم."

این جملات فرازی از سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی است که در سال 1371 بیان شده است. ازآنجاکه محتوای آن عبرت آموز است ومی تواند مارا درآسیب شناسی جامعه مان یاری کند، عینا نقل می کنم:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

واکاوی دغدغه های دکترسروش دوشنبه سی ام شهریور 1388 12:20

متن زیر ٬ نوشته دانشمند جوان حوزه ودانشگاه٬ دکترعبدالحسین خسروپناه در پاسخ به فحشنامه سروش است که بخش اصلی آن را نقل می کنم. من فقط در پاسخ به سروش می توانم ازفردوسی بزرگ بهره جویم که درهزارسال پیش گفته است:

بزرگش نخوانند اهل خرد            که نام بزرگان به زشتی برد

--------------------------------------------------------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الاَْخِرِ وَ مَا هُم بِمُؤْمِنِينَ، يخَُدِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ مَا يخَْدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ، فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمُ بِمَا كاَنُواْ يَكْذِبُونَ، وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُواْ فىِ الْأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نحَْنُ مُصْلِحُونَ، أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لَاكِن لَّا يَشْعُرُونَ، و گروهى از مردم (يعنى منافقان) گويند: ما ايمان آورده‏ايم به خدا و به روز قيامت، و حال آنكه ايمان نياورده‏اند.، مى‏خواهند خدا و اهل ايمان را فريب دهند و حال آنكه فريب ندهند مگر خود را، و اين را نمى‏دانند.، در دل‌هاى ايشان بيمارى (جهل و عناد) است، خدا بر بيمارى آنها بيفزايد، و براى ايشان است عذابى دردناك، به سبب آنكه پيوسته دروغ مى‏گفتند.، و چون آنان را گويند كه فساد در زمين نكنيد، گويند: تنها ما كار به صلاح كنيم.، آگاه باشيد آنها خود مفسدند ولى نمى‏دانند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

وحدت دوشنبه سی ام شهریور 1388 12:13

   حضور همه مسئولان ازسلیقه های مختلف درنماز بامعنویت فطر٬ جلوه زیبایی ازوحدت را نشان می داد. این حضور بیانگراین است که همه دوستداران نظام  هیچگاه به خدشه دارشدن اصل نظام راضی نیستند. اما آنان باید این وحدت ویکدلی را درعمل هم نشان بدهند. اصل نظام و اساسی ترین ارکان آن یعنی ولایت فقیه و مردم سالاری٬ خط قرمز هرحرکت سیاسی اجتماعی است.  اگراین حزیم حفظ شود٬ رفتارهای سیاسی واجتماعی وفرهنگی با سلیقه های مختلف ٬ موجب نشاط جامعه خواهد شد.

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |

استقلال ما چه می شود؟ پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 2:45

    دیشب شبکه سه سیما مستندی درباره انرژی هسته ای ایران پخش کرد که قابل ملاحظه وحاوی نکات ارزنده و البته هشداردهنده و میزانی هم ناراحت کننده بود. آنچه که قابل تحسین بود٬ نتیجه بخش بودن پایداری ومقاومت نظام دربرابر سناریوهای غربی برای خدشه دارکردن استقلال ایران بود. وآنچه که هشداردهنده بود و بخش تلخ آن را نشان می داد٬ لابی ها ومذاکراتی بود که منجر به توافقنامه پاریس شده بود که البته باهشیاری رهبری پس ازمدتی لغو گردید.

   دراین مستند٬ تصویری بود که هر بیننده ای را که به استقلال ایران می نازد وآن را بزرگترین دستاورده انقلاب می داند٬ تلخ کامی می بخشید. دراین تصویر٬ سفیر کشورمان (باکراوات٬ که نشانه ای ازرعب فرهنگی درکسوت نماینده ایران قلمداد می شود) درکنار فرستاده فرانسوی ورئیس جمهور سابق کشورمان درحال مذاکره برای این قرارداد بودند. نتیجه این مذاکره٬ پذیرفتن تعلیق هسته ای بود که اگربه عمق آن بنگریم٬ استقلال مان را خدشه دار نمود. چراکه این تصمیم٬ تصمیم دیگران بوده وما آن را به اجرا گذاشته بودیم. دراین مسیر٬ غرب خط مشی تعیین کرده و دولت ما آن را پذیرفته بود.

   سوال: اگرشما هم این مستند را دیده اید٬ به همین نظر رسیده اید؟ آیا توافق پاریس٬ استقلال مارا خدشه دارنکرده است؟

نوشته شده توسط رضا پورحسین  | لینک ثابت |