تبليغاتX
رضا پورحسین Reza Pourhosein
 
 
http://ecnn.ir/news-1296.aspx
  نوشته شده در  سه شنبه 1391/02/12ساعت   توسط ر.پ  | 
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/108471/
  نوشته شده در  چهارشنبه 1391/01/16ساعت   توسط ر.پ  | 

جشن نوروز درایران یک بهانه برای سرور و شادمانی و یک قرارداد اعتباری نیست، بلکه نشاطی است که در اثر وقوع یک پدیده طبیعی صورت می پذیرد. این پدیده، اعتدال ربیعی یا اعتدال بهاری نام دارد که طی آن خورشید و زمین به نقطه آغاز می رسند که به وسیله علم نجوم و محاسبات ریاضی قابل محاسبه است. به عبارت دیگر، نوروز یک جشن کاذب نیست، بلکه جشنی است که از نشاط و سرزندگی واقعی طبیعت و جانها بر می خیزد. این نشاط در اثر تحویل، هم در طبیعت و هم در جان انسان احساس و ادراک می شود. به همین دلیل است که نوروز، خود یک پدیده واقعی و سراسر نشاط و شورانگیزی است. پس باید از فرصت بهار برای دگرگونی و قلب حال و جانمان استفاده کنیم. دعای تحویل سال هم به همین دلیل وارد شده است که ازخدامی خواهیم که حال ما را به بهترین حال، بگرداند.

چنین گفت پیغمبر به اصحاب کبار             تن مپوشانید از باد بهار

از این فرصت برای ابراز صمیمانه ترین تبریکات خود، به شما دوستان عزیز بهره می جویم. عیدتان مبارک

  نوشته شده در  شنبه 1390/12/27ساعت   توسط ر.پ  | 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  نوشته شده در  سه شنبه 1390/11/11ساعت   توسط ر.پ  | 

پدیده پیامک٬ رسانه بسیارخوبی برای ابراز احساسات و انتقال پیام شامل ارسال تبریکات، تسلیت ها و اطلاع رسانی های روزانه و زودگذر است. خصیصه جدی و قابل ملاحظه رسانه پیامک، کارکرد انفجاری آن درگسترش پیام است. به همین دلیل، دریک روز٬ بخصوص درروزهای ویژه، یک پیام ازناحیه چند نفر به یک شماره ارسال می شود. پیام هایی که به صورت انفجاری ارسال می شوند، یا حاوی یک خبرمهم و فوری است و یا حاوی یک پیام زیبا و حکمت آمیز و البته گاهی هم حاوی یک لطیفه ناب و دست اول.

درهرصورت، دراین روزها که مقارن با ایام عاشورای حسینی است، پیامهایی ارسال شده است که بسیار حکمت آمیز و خواندنی وزیبا هستند. نمونه هایی از این پیامها که توسط چندین نفر به یک شماره ارسال شده اند، چنین است:

** امروز (تاسوعا) همه گره ها بی دست باز می شوند!

** بابا دوبخش دارد. یکی سر به روی نیزه و یک تن، فتاده درخاک!

** بابا دوبخش دارد. یک بخش برسر نی، بک بخش دربیابان!

**  می دانم بابا دوبخش است. بخشی در صحرا و بخشی برنیزه. اما اینکه عمو چندبخش است، خدامی داند!

**  شنیدم به لبهایی که قرآن می خواند، چوب می زدند!

**  بازباران با ترانه،

می خورد بربام خانه،

یادم آمد کربلارا،

دشت پرشور وبلا را،

 گردش یک ظهر غمگین،

گرم وخونین،

لرزش طفلان نالان،

زیرتیغ ونیزه ها را،

 باصدای گریه کودکانه،

 وندرین صحرای سوزان،

می دود طفلی سه ساله،

پرزناله،

دلشکسته،

پای خسته،

بازباران،

قطره قطره،

 می چکد ازچوب محمل،

خاکهای چادرزینب،

به آرامی شود گل،

بازباران با محرم.

**  بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سرازحسین ابن علی برید، همان جانباز صفین است که تامرز شهادت پیش رفت!

  نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/16ساعت   توسط ر.پ  | 
تشنگی کودکان در خیمه ها و طلب آب از عباس داستان دردناکی دارد که مرا واقعا تحت تاثیر قرار می دهد.
پروفسور پیتر چلکوفسکی محقق آمریکایی در گفت‌وگویی با فارس درباره حادثه کربلا و ویژگی‌های آن سخن گفته است. او تشنگی کودکان و خواسته آب از حضرت عباس را دردناک ترین حادثه در کربلا می داند.
پروفسور پیتر ج. چلکوفسکی (Peter J. Chlkowski)، دانشمند آمریکایی لهستانی تبار، از دانشمندان متخصص فرهنگ ایران است که هم اکنون استاد رشته های مطالعات خاورمیانه، شرق شناسی و اسلام شناسی در گروه مطالعات اسلامی و خاورمیانه دانشگاه نیویورک است.
وی در گفت و گو با فارس، روایت جالبی از داستان کربلا دارد:
 
* شرق شناسی که جذب محرم شد

فارس: آقای چلکوفسکی لطفا خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید.
چلکوفسکی: من پیتر چلکوفسکی شهروند آمریکایی هستم. لیسانس خود را در سال 1958 در رشته واژه شناسی شرقی از دانشگاه جگیلونیان شهر کراکوف لهستان دریافت کردم و در مدرسه درام همان شهر به تحصیل در رشته هنرهای تئاتری بپرداختم. در سال 1959 به لندن رفتم و در سال 1962 در مقطع فوق لیسانس در رشته تاریخ خاورمیانه اسلامی از مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی فارغ التحصیل شدم. در حال حاظر هم بیش از 40 سال است که استاد مطالعات اسلامی و خاورمیانه در دانشگاه نیویورک هستم. بخش عمده ای از تحقیقات و مطالعات من مربوط به اسلام شیعی و به طور خاص محرم و واقعه کربلا است و در این حوزه تا کنون ۳ کتاب و مقالات متعددی درباره امام حسین و واقعه کربلا نوشته ام.

فارس: علت سفر شما به ایران چه بود؟
چلکوفسکی: همانطور که گفتم در مقطع لیسانس زبان شناسی مشرق زمین خوانده بودم و در ادامه در یکی از دانشگاه های انگلیس مطالعات خاورمیانه را ادامه دادم و به همین دلیل با ایران آشنا شدم، به همین دلیل ایران را برای ادامه تحصیل در رشته ادبیات زبان فارسی انتخاب کردم.

* جایی که با محرم آشنا شدم...

فارس: شما یکی از معروف ترین محققان غربی در حوزه محرم و عاشورا هستید. از آشنایی خود با محرم بگویید.
چلکوفسکی: درباره آشنایی با محرم و عاشورا باید بگویم که قبل از اینکه به ایران سفر کنم چیز زیادی درباره محرم نمی دانستم و زمانی که برای ادامه تحقیقاتم به شهر رشت سفر کردم مصادف بود با ماه محرم و انجا با یک اجرای تعزیه مواجه شدم. آنجا خیلی شیفته این مراسم شدم و باید اعتراف کنم که یک شبه عاشق محرم شدم. این نمایش برای من که هنرهای نمایشی در لهستان خوانده بودم فوق العاده بود. از آن زمان شروع کردم به تحقیق و نوشتن درباره تعزیه و محرم. از این نمایش به قدری هیجان زده و شگفت زده شده بودم که از آن روز به تحقیق درباره عاشورا و محرم پرداختم.

* هنر تعزیه مرا با محرم آشنا کرد

چیزی که در ابتدا من را به عاشورا و محرم علاقه مند کرد به دلیل اینکه اطلاعی از واقعه عاشورا نداشتم هنر تعزیه بود. رسم و اجرای فوق العاده ای است. اینکه نقش ها دیالوگ خود را با شعر بیان می کردند و رنگ هایی که آدم خوب ها و آدم بدها با آن تفکیک شده بودند. من درباره تعزیه تحقیقات گسترده ای در کشورهای مختلف دنیا کرده ام و ماحصل تحقیقاتم را در یکی از کتابهایم آورده ام.

* تعزیه امام حسین در منطقه کارائیب در قرن 19

فارس: امکان دارد یکی از مواردی که در که در مورد تعزیه و محرم در کشورهای دیگر بررسی کرده اید بگویید؟
چلکوفسکی: در قرن 19 میلادی در منطقه کارائیب، انگلیسی ها کارگران سیاه پوست را در مزرعه های نی شکر به خدمت گرفته بودند و آنها را استستمار می کردند و این کارگران سیاه پوست با انگلیسی ها درگیر شدند ولی از ادامه کار زیر سلطه انگلیسی ها که برای آنها به معنای بردگی بود کنار کشیدند و فرار کردند. به همین خاطر انگلیسی ها برای جبران نیروی کار در مزرعه های نی شکر هزاران نفر را از هند به این منطقه آوردند. جمعیت هندی هایی که به این منطقه آمده بودند مراسم عاشورا را برای دور هم جمع شدن و نشان دادن خود به مردم بومی منطقه انتخاب کردند با وجود اینکه اکثر آنها مسلمان و شیعه نبودند.
این مراسم در این منطقه رفته رفته بومی شد و به با نام تجا که شکل تغییر یافته تعزیه بود برگزار شده است. در این مراسم حسینه های خواصی که ارتفاع سقف آن بسیار بلند بود برپا می شود و از رنگ های متنوعی استفاده میشود.

*فرهنگ عاشورا ایران را در جنگ 8 ساله پیروز کرد

فارس: تاثیر محرم را در میان مردم ایران چگونه دیده اید؟
چلکوفسکی: مردم ایران و در کل شیعیان، واقعه عاشورا را بزرگترین مصیبت تاریخ بشریت می دانند. در ایران علاوه بر اینکه فرهنگ عاشور در تکیه ها و در ماه محرم گرامی داشته می شود در شئون مختلف زندگی مورد توجه قرار میگرد. جمله هر روز عاشوراست و هر روز کربلا است در جنگ 8 ساله تاثیر زیادی در مبارزه سربازان ایرانی داشت و همین مساله باعث انگیزه آنها برای ادامه مبارزه میشد. و اتفاقا همین فرهنگ بود که باعث پیروزی سربازان ایرانی شد. من مسلمان یا شیعه نیستم ولی خیلی مجذوب این فرهنگ شده ام.

فارس: آیا بررسی فرهنگ عاشورا تاثیری بر خود شما هم داشته؟
چلکوفسکی: با مرور واقعه کربلا بارها تحت تاثیر قرار گرفته ام و اشک درچشمانم جمع شده است ولی به خود اجازه نداده ام که گریه کنم چراکه من محقق هستم و نباید تحت تاثیر احساساتم قرار بگیرم.

* شیفته شخصیت حضرت عباس هستم

فارس: چه کسی در واقعه عاشورا شما را بیشتر تحت تاثیر قرار داده است؟
چلکوفسکی: من به صورت خاص شیفته شخصیت "حضرت عباس" هستم. من مقالات زیادی را درباره ایشان نوشته و چاپ کرده ام و متون زیادی را درباره مراسمی که به حضرت عباس مرتبط می شود را جمع آوری کرده ام.

* حضرت عباس به روایت چلکوفسکی

فارس: اگر بخواهید حضرت عباس را برای مخاطبان آمریکایی معرفی کنید چه می گویید؟
چلکوفسکی: عباس جنگ آور، آزادی خواه و مدافع شجاع و بی باکی است که از حسین و خانواده اش محافظت کرد.
عباس فردی است که شما در فارسی به آن میگویید پهلوان. عباس پهلوان واقعی بود. او از حسین و خانواده او تا آخرین لحظه محافظت میکند. او زمانی که می رود برای کودکان آب بیاورد دستانش را از دست می دهد بعد مشک را به دهن میگیرد و زمانی که می بینند او ایستادگی می کند و به راه خود ادامه می دهد او را می کشند.

* دردناک‌ترین حادثه کربلا به روایت کارشناس آمریکایی

فارس: دردناک ترین حادثه کربلا از نظر شما کدام حادثه است؟
چلکوفسکی: تشنگی کودکان در خیمه ها و طلب آب از عباس داستان دردناکی دارد که مرا واقعا تحت تاثیر قرار می دهد.

فارس: مردم ایران همه علاقه زیادی به حضرت عباس دارند و مراسم زیادی با نام ایشان برگزار میشود...
چلکوفسکی: من عاشق مراسمی هستم که نذر حضرت عباس میکنند. مانند سفره حضرت عباس.من بسیار در آیین سفره حضرت عباس دقت کرده ام و مشاهده کرده ام که چقدر زنان شیعه و زنان ایرانی اعتقاد به این رسم دارند ولی متاسفانه من چون خانم نیستم هیچگاه نتوانستم در این مراسم شرکت کنم. چون این مراسم را زنان برپا می کنند. من شاهد بوده ام زنانی را که نذر سفره حضرت عباس کرده اند و حاجت گرفته اند. برای مثال زنی که بچه دار نمی شد و از این طریق توانست حاجت خود را بگیرد.
  نوشته شده در  شنبه 1390/09/12ساعت   توسط ر.پ  | 
الیور استون: آمریکا‌ به هم‌وطنانش رحم نمی‌کند چگونه مدعی نجات جهان است؟

«الیور استون»، کارگردان جنجال‌برانگیز آمریکا در کنفرانس مطبوعاتی فیلم خود که روز گذشته در جشنواره فیلم الجزیره به نمایش درآمد، گفت: سیاستمداران آمریکایی که نسبت به هموطنانشان هیچ‌گونه رحم و عطوفتی ندارند چگونه ادعای نجات جهانیان را دارند؟

خبرگزاری فارس: الیور استون: آمریکا‌ به هم‌وطنانش رحم نمی‌کند چگونه مدعی نجات جهان است؟

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از خبرگزاری رویترز، «الیور استون» که هم‌اکنون برای نمایش آخرین مستند خود تحت عنوان «داستان ناگفته آمریکا» در جشنواره فیلم الجزیره به‌سر می‌برد روز گذشته در کنفرانس مطبوعاتی این فیلم در جمع خبرنگاران بار دیگر از دروغگویی، بی‌عدالتی و جنگ محوری حاکم بر دولت کشورش به شدت انتقاد کرد.
«استون» گفت: دیدن بحران اقتصادی جهان و اینکه مقامات آمریکایی تا چه اندازه عاشق پول هستند، مرا شگفت‌زده کرده است، متاسفانه در این میان بزرگترین قربانی، قشر متوسط جامعه هستند.
وی گفت: به نظر من هیچ چیز نمی‌تواند چنین سیستمی را که کاملا غیر دموکرات است، عوض کند، سیستمی که حتی پس از به قدرت رسیدن اوباما نیز هیچ تغییری نکرده است.
این کارگردان ۶۵ ساله افزود: مطمئن باشید سیاستمداران آمریکایی که ذره‌ای رحم و عطوفت نسبت به هموطنان خود ندارند، هیچ گاه علاقه به حل مشکلات جهانیان ندارند، آنها بی‌رحم‌ترین‌اند. 
وی تاکید کرد: حرکت مردمی وال استرایت اگر بخواهد بهتر عمل کند و تاثیر بیشتری داشته باشد باید به واشنگتن کشیده شود نه نیویورک.
استون پس از انتقاد از حاکمیت نظام پول دوستی بر کشورش، گفت: پول پرستی و بی‌عدالتی تنها مشخصه منفی سیاستمداران آمریکایی نیست بلکه آنها در دروغگویی گوی سبقت را از بقیه ربوده‌اند؛ آن‌چنانکه در رابطه با جنگ ویتنام بیش از ۳۰ سال به همه دروغ گفته‌اند، آمریکایی‌ها یک عمر با این عقیده که کمونیسم در حال سیطره بر تمام دنیاست، زندگی کردند ولی خود من زمانی‌که به جنگ رفتم حقیقتی که کشف کردم این بود که سیستمی بر صنعت ارتش آمریکا حاکم است که هدفش نابودی جهان است.
وی در ادامه در جواب به سؤال یکی از خبرنگاران در رابطه با حمایت بی‌چون و چرای آمریکا از اسرائیل، گفت: این موضوعی است که من تاکنون نتوانسته‌ام در رابطه با آن در آمریکا صحبت کنم، این شامل  قدرت، پول، رسانه و لابی‌های مختلف است و از آنچنان قدرتی برخوردار است که حقیقت در این میان مثله می‌شود.
استون در پایان گفت: البته علی‌رغم تمام این مشکلات در این میان کورسویی بسیار کوچک از امید وجود دارد که اگر خوش‌بین باشیم شاید اعتراضات اخیر مردم آمریکا بتواند تغییراتی به‌وجود آورد.

  نوشته شده در  یکشنبه 1390/08/29ساعت   توسط ر.پ  | 

خاطره شكستن محاصره سوسنگرد را در تلويزيون از زبان بعضي فرماندهان جنگ مي ديدم. دراوايل اين مستند مثل مستندهاي ديگر احساس مي كردم كه دارم تنها يك خاطره ديگرمثل خاطره هاي مرسوم رو مي شنيدم، گرچه همه خاطره هاي جنگ، شنيدني است والبته براي امثال من كه خيلي خوب، جبهه رو درك نكرديم، حسرت اوره. به هرحال وقتي اززبان اقاي فرتاش فرماندار نظامي وقت سوسنگرد شنيدم كه قراربود لشگر زرهي اهواز به ما بپونده اما بادستوربني صدر نيامده بود، خاطره گويي اونها براي شكستن محاصره سوسنگرد وارد فاز ديگري شد كه اوج مظلوميت بروبچه هاي جنگ رو نشون ميده .

جريان ازاين قراربود كه ، در ان زمان ازطريق حضرت ايت الله خامنه اي، نماينده وقت امام در شورايعالي دفاع، امام درجريان اين موضوع قرار مي گيرند. بلافاصله از طريق مرحوم اشراقي، داماد امام، فرمان مي رسد كه به هر شكلي بايد محاصره سوسنگرد شكسته شود وگوشزد مي كنند كه دراين عمليات، دركنار أقا، شهيد فلاحي هم به عمليات نظارت كند. اقاي فرتاش مي گفت وقتي ديديم كه چندنفربيشتر درسوسنگرد بيشتر نماندند وبچه ها داشتند بتدريج شهيد مي شدند، من و شهيدفلاحي خيلي با هم گريه كرديم. فلاحي مي گفت: اقاي فرتاش! ما در استانه تاريخ قرار گرفته ايم ونبايد اجازه بديم سوسنگرد سقوط كنه.  بالاخره باپيگيريهاي حضرت اقا و شهيدچمران وحضور شهيد فلاحي، نيروهاي كمكي ارتش رسيدند و محاصره سوسنگرد شكسته شد. سرهنگ قاسمي، فرمانده وقت لشكر زرهي مي گفت: اگر سوسنگرد سقوط مي كرد، اهواز هم سقوط مي كرد و اونوقت ما جنگ رو باخته بوديم!   اما خداكمك كرد، بچه ها دوام اوردند و بامديريت ايت الله خامنه اي، سوسنگرد ازاد شد. 

انها دراستانه تاريخ، حماسه افريدند. ما چه كرديم وچه مي كنيم ؟!!


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه 1390/08/27ساعت   توسط ر.پ  | 
سایت جهان تصویری از دو دفترچه مشق راارائه کرده است که جای تامل دارد. این تفاوت نشانه تغییر ذائقه است یا بی انضباطی بازار لوازم التحریر؟؟؟

http://www.jahannews.com/vdcjyoevouqeoaz.fsfu.html

  نوشته شده در  شنبه 1390/07/09ساعت   توسط ر.پ  | 
پارس توریسم: در بخش انتهایی آخرین برنامه ماه عسل۹۰ پرویز پرستویی روی خط تلفن برنامه می‌آید و ضمن تمجید از برنامه ماه عسل حرف‌های قابل تأملی می‌زند،

متن کامل صحبتهای پرستویی را بخوانید:

همهٔ برنامه‌ها را دیدم و چون می‌دونم تو برنامه‌هایت می‌گویی سلام و علیک را بزارید کنار می‌خوام بدون مقدمه یک مطلب کوچک، اون که احساس من در مقابل این برنامه است را برایتان عنوان بکنم.

سلام و خدا قوت به شما احسان علیخانی عزیز و تمامی همکارانتان که به مدت یک ماه هر شب در برنامه خوبتان تلاش کردید و آدم‌ها یا بهتر بگویم انسان‌هایی را آوردید به مردم نشان دادید که هر کدام با مسئله خاصی همراه بودند. مسائلی که جامعه ما سالیان سال با اون‌ها رو به رو بودند و با هر کدام برخورد یا نگاه خاصی داشتند. یکی را با تمسخر، یکی را با ترحم، یکی را با تحقیر و یکی را با نفرت نگاه می‌کردند. اما حضور تک تک اون‌ها در برنامه شما به ما یاد دادند که با آن‌ها چگونه برخورد کنیم. و اما خود اون‌ها بدون اینکه خودشان را سانسور کنند تمام اون چه که در دل و ذهن و زندگیشان می‌گذشت و می‌گذرد را با ما صادقانه در میان گذاشتند.

شاید خیلی از این دست انسان‌ها که در جامعه ما زندگی می‌کنند، گمنام و بی‌نام و با تنگ دستی روزگارشان را سپری می‌کنند اما هیچکدامشان دست کمک به طرف ما دراز نکردند چرا که یاد گرفتند چگونه با امبد، مقاومت، بردباری، صبر، تحمل، دوست داشتن و عشق با مشکلاتشان کنار بیايند و امید را سرلوحهٔ زندگیشان قرار بدهند و فقط خدا را در نظر بگیرند. چیزی که شاید خیلی از ما‌ها فراموشش کردیم.

پرستویی سخنان‌اش را این طور ادامه داد:‌ همدیگر رو دوست نداریم، دل خوشی از هم نداریم، هرجور که دلمون بخواد در مورد هر چیزی و هر کسی قضاوت می‌کنیم و بعضی‌ها رو با زبان تلخ و قضاوت‌های واهی تو ذهن و دل خودمون می‌کشیم‌شان. خوبه که امید، انسان دوستی، گذشت، صبوری و از همه مهم‌تر خداپرستی رو از این‌ها یاد بگیریم. با همه مهربون باشیم و به درد هم بخوریم، همه رو از خودمون بدونیم و انقدر نسبت به همه چیز و همه کس بدبین نباشیم.

یک ماه گذشت، یک ماه نمونهٔ آدمهایی رو دیدیم که هر کدامشان با مشکلات و مسائل خاصی روبه رو بودند. ببینیم ما از این به بعد چی کار می‌کنیم؟ این عزیزان به اندازهٔ همهٔ عمر به ما سر مشق دادند. امیدوارم ماهم تکالیفمان را خوب و بدون غلط انجام بدیم.

یادمون نره خواسته‌های بچه‌های بی‌سرپرست را، خانواده‌هایی که پنج قلو دارند، مردی که از اعتیاد برگشته، جوانی که قتل کرده، پزشکی که با سرطان کنار اومده، دوقلو‌های به هم چسبیده، مردی که ایدز داره، زنان پایداری که پای همهٔ سختی‌ها ایستادند، مادر چهار شهید و آزادگان و جانبازان گمنام.

و من در آخر سر تعظیم در مقابل هر کدام از مهمانانتان فرود می‌آورم که به من یاد دادند چگونه می‌شود در مقابل سخت‌ترین مسائل زندگی ایستاد و به خدا نزدیک شد.
  نوشته شده در  شنبه 1390/06/12ساعت   توسط ر.پ  | 
برخود لازم می دانم صمیمانه تبریکاتم را به شما عزیزان بمناسبت فرارسیدن عیدسعید فطر ابراز دارم.

این روز برای کسانی که توانستند ماه مبارک رمضان را با همه خوبی ها٬ زیباییها و معنویاتش درک کنند٬ بسیارلذت بخش و توام با احساس سربلندی خواهد بود. خوشا بحال کسانی که از این فرصت معنوی به خوبی بهره بردند و جان و روح خود را با انوار و فیوضات خاصه آن ماه٬ جلا دادند.

  نوشته شده در  سه شنبه 1390/06/08ساعت   توسط ر.پ  | 
http://ghaedeyebazi.blogfa.com/post-5223.aspx
  نوشته شده در  چهارشنبه 1390/06/02ساعت   توسط ر.پ  | 
درباره مسایل اجتماعی جامعه خودمان٬ ازدید روانشناختی نوشته ای دروبلاگ خبرآنلاین نوشته ام . این نوشته درباره فردگرایی وجمع گرایی ولزوم مهندسی فرهنگی درجامعه برای کاهش سطح پرخاشگری ها  ونابسامانیهای اجتماعی بخصوص درسبک زندگی است.

 http://www.khabaronline.ir/news-163111.aspx

  نوشته شده در  سه شنبه 1390/05/04ساعت   توسط ر.پ  | 
درگذشت جانسوز مهدی پرویز٬ شاعرجوان ولایی در روز گذشتهُ بهانه ای شد تا شعرزیبای اورا باهم بخوانیم. جان شیدای او درجوار اولیاء خدا آرام  باد.

همـــه هســتند ،همـــــه دور مــــزارم، آرام

مـــــادر وهمســــــر وفــــرزند کنارم، آرام

من ام آن آهوی وحشی ، منم آن شوق گریز

کــــه اجـــل بی خبر آمـــد به شکارم، آرام

یــــا همـــــان آینه ی نیمه مکدر کـــه شبی

قطـــره ای اشک فرو شست غبــارم، آرام

وقت آن است که چــــونان پر قویی در باد

مهربــان! دست خـــدایت بســـــپارم، آرام

دختــــرم ! فرصت ابری پدر هم طی شد

ونــشد در بغلت سیـــــر ببـــــــارم، آرام

******

زندگی آمـــــد وچشمک زد و رفتند همه

مـــادر وهمسر ومــــــردم زکنارم، آرام

در بهشتم، همه جـا عطر خدا هست ولی

به خــدا بی تو در این بـــــاغ ندارم آرام

 

  نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/12ساعت   توسط ر.پ  | 
امانپور: براي مقابله با انقلاب ايران خبرنگار شدم

خبرگزاري فارس: كريستين امان‌پور در پاسخ به سؤال پيرز مورگان، مجري شبكه تلويزيوني سي ان ان در خصوص علت خبرنگارشدنش گفت كه من از بعد از انقلاب اسلامي ايران در سال 1979(1357) و براي مقابله با آن به اين حرفه رو آوردم.


به گزارش گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس، كريستين امانپور در مصاحبه اختصاصي با شبكه سي ان ان اذعان كرد كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، خانواده اش رابطه نزدكي با شاه (مخلوع) ايران داشته و مقابله با انقلاب اسلامي از دلايل اصلي رو آوردن وي به حرفه خبرنگاري بوده است.
بر اساس اين گزارش، امان‌پور در پاسخ به سؤال پيرز مورگان، مجري اين شبكه در خصوص علت خبرنگارشدنش گفت من از بعد از انقلاب اسلامي ايران در سال 1979(1357) و براي مقابله با آن به اين حرفه رو آوردم. وي در خصوص ارتباطش با ايران گفت: من در ايران بزرگ شدم و خانواده ما رابطه نزديكي با شاه (مخلوع) داشت.
امانپور در ادامه سخنانش به ديكتاتوري بودن سيستم حكومتي شاه (مخلوع) اذعان كرد و تأكيد كرد سيستم حكومتي تكثرگرا و دمكراتيك نبود.
"پيرز مورگان " در ادامه اين مصاحبه، ضمن مقايسه نهضت هاي اخير در كشورهاي عربي، با انقلاب اسلامي ايران كه امانپور در خلال آن در ايران حضور داشت گفت، مردم در كشورهاي عربي به شما به عنوان يك فرد ايراني نگاه مي كنند و مي گويند، اين شخصي است كه در زمان انقلاب بزرگ اسلامي در ايران بوده است. وي افزود: بسياري از مردم در خاورميانه با استدلال مي گويند، بار ديگر همان وقايع انقلاب اسلامي ايران در كشورهاي عربي در حال تكرار است.

امانپور در پاسخ به اين سؤال مجري مبني بر اينكه بسياري از مردم به غرب نگاه مي كنند و مي گويند، شما در رفتارتان تناقض آشكار وجود دارد، زيرا بسياري از كساني كه اكنون شما مي گوييد، رهبران بدي بودند، از جمله حسني مبارك، بن علي، اسامه بن لادن، صدام حسين، و امثال شان، همگي در گذشته، از متحدان غرب به شمار مي رفتند و شما از آنان حمايت مي كرديد؛ مدعي شد كه اشخاصي مانند قذافي و صدام مورد اعتماد و حمايت غرب نبوده اند(!) به غير از زمان جنگ ايران و عراق، كه در آن هنگام غربي ها طرفِ صدام را گرفتند!
/newstext.php?nn=9004041099

  نوشته شده در  شنبه 1390/04/04ساعت   توسط ر.پ  | 
۱. متاسفانه نتوانستم دراردیبهشت ماه چیزی بنویسم. شاید چیزی هم برای گفتن نداشتم. درهرصورت من معتقدم اگرموضوعی به ذهن نویسنده خطور نمی کند نباید حتما خود را وادار به نوشتن کنیم. و البته این یک عیب است و من هم به ناتوانی خودم معترفم. موضوعات وسوژه های زیادی به ذهنم خطور می کند اما همیشه ازخودم سوال می کنم ایا نوشتن درباره فلان موضوع٬ برای وبلاگ نویسان و خوانندگان وبلاگها موضوع جدیدی است؟ همین سوالها من را برای نوشتن به تردید می اندازد. درهرصورت شما هم برای نوشتن به من کمک کنید.

۲. چندروز پیش همایشی با عنوان جنگ نرم ورسانه در دانشکده صداوسیما برگزارشد که به نظر من مباحث بسیارخوبی دراین همایش مطرح شد و دانشجویان و اساتید علاقمند به این مباحث بطورگسترده ای در آن شرکت کرده بودند. من دریک پنل تخصصی درباره جنگ نرم و تلویزیون به همراه تنی چند از اساتید داشگاه و مدیران تلویزیون شرکت کردم که برای من خیلی قابل استفاده بود. اهم مباحثی که به شکل مستقیم و به شکل پرسش و پاسخ مطرح گردید عبارتنداز:

* جنگ نرم غرب افراطی به عنوان یک جنگ بدون خونریزی و با هدف استحاله و از میدان بدربردن جمهوری اسلامی٬ یک واقعیت است.

* این جنگ بدلیل دستیابی جمهوری اسلامی به قدرت در زمینه های مختلف صورت می گیرد. و گرنه این همه سرمایه گذاری برای نظامی که واجد قدرت نباشد صورت نمی پذیرد. پس این غرب است که دربرابر ایران منفعل است.

* موضوع اصلی در جنگ نرم٬ به انفعال کشاندن طرف مقابل است. انفعال٬ رعب فرهنگی را ایجاد و زمینه را برای کاهش قدرت فراهم می سازد.

* جنگ نرم با جنگ روانی لزوما یکی نیست. درجنگ نرم  بنا بر انفعال و استحاله طرف مقابل است اما درجنگ روانی٬ بنا بر ایجاد تنش و اضطراب در دشمن است و می تواند همگام با جنگ نظامی نیز صورت پذیرد.

*   رسانه درجنگ نرم دو کارکرد دارد.  یکی اثبات ارزشهای خودی به صورت ایجابی و کاملا فعال وهنرمندانه. و دیگری هوشیاری در مقابل رسانه های بیگانه و خنثی نمودن ترفندهای تبلیغاتی و فریب آنها. دربعد اول ٬ رسانه باید ارزشنهای جامعه را به فرهنگ تبدیل کند .یعنی ارزشها را در نگرش و رفتار مخاطبان جاری نماید. این کار صرفا با استفاده از هنر بدست می اید. استقرار ارزشهای خودی راه برای هرگونه جنگ نرم سد می کند.

*  هدف جنگ نرم٬ تصرف ۱۵ سانتری متری بین دو گوش است. یعنی تصرف گوشها و چشمها و به عبارتی تصرف کانالهای ورودی اطلاعات. وقتی کانالهای ارتباطی در اختیار گرفته شود٬ محل پردازش اطلاعات (مغز)  نیز دراختیار قرارخواهد گرفت. به همین دلیل است که سرمایه گذاری های غرب برای دراختیار گرفتن شاهراهای ارتباطی و اطلاعاتی سرسام آور است. به عنوان مثال٬ امریکا در زمینه قناوری اطلاعات حدود ۴۴۴ میلیارد دلار هزینه کرده است. این رقم در کشور ما برای طرح های ارتباطاتی حدود ۱۰۰ میلیون دلار است.

*  ما باشناخت موقعیت فرهنگی و تمدنی خودمان به شرط انکه خودمان را به خوبی معرفی کنیم٬ خواهیم توانست دنیای مادی گرایانه را به چالش جدی بکشانیم. کما اینکه این موضوع در حد زیادی صورت پذیرفته است. تاسیس اینهمه شبکه های فارسی زبان٬ بیانگر قدرت رو به افزایش جمهوری اسلامی و کارکرد خوب رسانه ای آن است.  تاسیس این شبکه ها با سرمایه گذاری های هزاران میلیارد دلاری بیانگر احساس خطری است که انها دریافت می کنند. 

* جنگ نرم امروز٬ در واقع نبرد حقیقت است. نه نبرد برای حقیقت٬ بلکه نبرد حول محور حقیقت. به همین دلیل یکی از راهبردهای روانی( سایکو استراتژی) بیگانگان درجنگ نرم٬ اختلاط فریب وحقیقت است.

 

  نوشته شده در  پنجشنبه 1390/03/12ساعت   توسط ر.پ  | 

هفته پیش به دعوت فدراسیون مخترعین، همراه با تیم هفتادنفره مخترعان کشورمون سفری به ژنو سویس داشتم تا در افتتاحیه و اختتامیه و آیین اهدای جوایز محافل و آکادمی های علمی جهان به مخترعان برگزیده شرکت کنم. دراین مسابقات، شبکه آموزش به عنوان آکادمی تلویزیون آموزشی، جایزه خود را به یک مخترع خانم مالایی اهدا نمود. آنچه که موجب خوشحالی می شد، حضور گسترده و موفق و پیشتاز مخترعان جوان کشورمون درمیان کشورهای پیشرفته بود. متوسط سنی دوستان ایرانی در این مسابقات، حدود 10 سال از متوسط سنی دیگرکشورها کمتر بود که این نکته، بیانگر جوانگرایی درحوزه اختراع می باشد.

    مراسم افتتاحیه این مسابقات بسیار ساده برگزار شد که به نظر من یک نقطه مثبت محسوب میشه. رئیس دفتر رئیس جمهور و شهردار ژنو ، پشت سر چهار یونیفورم پوش تشریفات که هرکدام یک تبر بر دوش  و پیش بند قصابی به تن داشتند، حرکت می کردند و از جلوی غرفه ها رد می شدند. این یونیفورم، خاص مراسم رسمی این کشوراست.

   درکنار این مسابقات، همراه با یکی دو تا از دوستان ایرانی مقیم سوییس به شهرهای دیگر سوئیس مثل برن، لوزان، ووی، مونترو، و لویان فرانسه مسافرت کردم که واقعا خاطره انگیزبود. ضمنا بگم که فاصله شهرهای سویس خیلی کم است و براحتی می توان این کشور را درمدت اندکی گردش نمود. 

   پاتوق ما در ظهرها و شبها، رستوران خیام بود که متعلق به یک ایرانی باصفا به نام آقای فرشیدی است. دراین هنگام، دوستان ایرانی زیادی دور هم حمع میشن و درباره همه چیز صحبت می کنند و صمیمانه با هم گپ می زنند. طبیعی است حضور یک آدم جدید میان اونها، کمی بحثهای تازه تری رو به میان کشید که برای من جالب بود. آنچه در همه بحثها با تکثر سلیقه ها مشهود بود، عرق ایرانی و وطن دوستی ایرانیهاست که واقعا خوشحال کننده است. در هرصورت، دراین مدت با افراد زیادی آشنا شدم و امیدوارم این دوستی تداوم پیدا کنه.

    ژنو شهر بسیار تمیز، آرام، منظم و زیباست. این نظم و زیبایی درحد بسیار بالایی است که واقعا قابل تحسینه. اما شبهای بسیار ساکت و آرامی دارد که برای من که به شلوغی و رفت وآمد عادت دارم، کمی دل تنگ کننده می نمود. برخی دوستان ایرانی مقیم نیز، همین احساس را داشتند و برخی دیگر آن را خوب توصیف می کردند. درکنار این همه زیبایی و پیشرفت که قابل تحسین است، خبرهایی شنیدم که جای تامل دارد. به شکل مستند، شنیدم که میزان خودکشی بخصوص در میان دختران و زنان و میزان طلاق بسیار بالاست. طلاق در این کشور بالای 50 درصد است. با شنیدن این گونه خبرها یک سوال بزرگ به ذهن هرکسی خطور می کنه که با اینهمه آزادی و پیشرفت مادی، چرا نرخ خودکشی وطلاق، اینگونه بالا و وحشت آور است؟ شاید من وشما پاسخی برای این سوال داشته باشیم و آن این است که دنیای امروز گمشده ای به نام معنویت دارد که عمق جان او را به سوی منبع آرامش سوق دهد تا درسایه آن آرامش بگیرد. من فکر می کنم آزادیهای گسترده و بدون ملاک، و نیز فقدان آرامش درونی، عوامل اصلی این گونه آسیبها بشمار میرن که میشه درباره آن بیشتر بحث کرد.

  نوشته شده در  پنجشنبه 1390/01/25ساعت   توسط ر.پ  | 

دهم فروردین برای من فراموش شدنی نیست. سه سال پیش درچنین روزی که شناسنامه ام روز تولد من را هم نشان می دهد٬ مادر مومن٬ زحمتکش٬ معلم قرآن و مونس دوست داشتنی ام از دنیا رفت. مهمترین ویژگی او علاوه بر این که یک مادر بود٬ مثل همه مادرهای خوب و زحمتکش٬ انس ایشان با قرآن بود. ازکودکی همیشه مادرم را درحال تلاوت قرآن دیده بودم. بدون اغراق صدها بار قرآن را ختم کرده  و بدون برنامه ای خاص٬ همه آن را حفظ بود. جالب است وقتی کسی قرآن را به درستی تلاوت نمی کرد٬ او صحیح آن را یادآوری می کرد. 

 او معتقدبود که قرآن "سو چشم" را زیاد می کند وبه این موضوع٬ جدا باورداشت.  برهمین اعتقاد٬ تا آخر عمرش ازعینک برای تلاوت قرآن استفاده نکرد. مادرم چنان با قرآن مانوس بود که در روزها و ساعتهای آخر عمر٬ درحالت احتضار نیز قرآن٬ بخصوص سوره انا انزلناه را تلاوت می کرد.

این را نوشتم تا هم ادای دینی به ساحت مقدس مادر کرده باشم و هم  به دوستانم یادآوری کنم که مادر٬ ریشه است. ریشه هارا در زمان حیاتشان پاس بداریم که وقتی بروند هزاران دریغ و افسوس برجای می ماند که واقعا جانسوز است.

  نوشته شده در  چهارشنبه 1390/01/10ساعت   توسط ر.پ  | 
گفتگوی ندای انقلاب با محمد عطریانفر. سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۹
 
موضوع «انقلاب اسلامي» و «رمزماندگاري آن» آنچنان پرکشش است که محمد عطريانفر دراولين تماس براي گفتگو با گشاده رويي آن را مي پذيرد. براي آن دو ساعت وقت مي گذارد و جانانه از خميني شناسي و مکتب و خط امام سخن مي گويد. با عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران در دفترکارش به گفتگو نشستيم؛ ساده و صميمي. او در اين گفتگو با اشاره به گذشت ۳۲ سال از پيروزي انقلاب اسلامي معتقد است رمز ماندگاري اين انقلاب همچنان باقي است و آن رمز«حقيقت و گوهر خلوص مردم است که به امام خود و ديدگاه هاي امام وفادار  بوده و مي باشند». عطريانفر همچنين در بخش دیگری از این گفتگو با بيان اينکه نبايد امام را به نفع جريان خاصي مصادره کرد، به صراحت مي گويد: «خط امام را بايد از گرفتاري منازعات سياسي نجات دهيم و به جايگاه وزين ارزشي فلسفي اجتهادي خود ببريم و باب اجتهاد روي سيره امام و اجتهاد در حوزه امام شناسي را باز کنيم تا اگر جواني امام را درک نکرده و صحابه و تابعين امام را هم درک نکرده باشد بتواند به يک نهاد معتبر، ممتاز، صالح و روشنگر و هوشمندي مراجعه کند.» 
   

ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه 1390/01/09ساعت   توسط ر.پ  | 

پارمیس٬ دختر۱۴ساله ای که برای مشاوره تحصیلی پیش من اومده بود٬ آرزوی خودش رو چنین بیان کرد:

کاش جهان یه طوری بشه که در اون صلح باشه و غم نباشه.

ازپارمیس سوال کردم منظورت رو بهتر بیان کن!. او به طور واضح گفت:

وقتی جمعی در سونامی کشته میشن٬ وقتی درکشورهای عربی آدمهای بی گناه کشته میشن٬ من ناراحتم.

من به اوگفتم درسته٬ اما تو سعی کن که شادباشی! جالبه که او به راحتی توصیه من رو نقض کرد که:

نمیشه خوشحال بود. بالاخره سرنوشت دیگران هم برای من مهمه! (وناراحتی او درچهره اش به خوبی مشخص بود).

پارمیس ۱۴ساله نشون داد که این نسل٬ علیرغم کوشش های زیادی که برای فردگرایی و الکی خوشی اونها بکارمیره٬ بازهم روحیه شرقی٬ ایرانی و اسلامی خودشون رو حفظ کرده و نسبت به سرنوشت دیگران حساسند. او میخواد بگه که میشه هویت ایرانی خویش رو حفظ نمود و به دیگران نیز فکرکرد.

 

  نوشته شده در  شنبه 1389/12/28ساعت   توسط ر.پ  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM