پدیده پیامک٬ رسانه بسیارخوبی برای ابراز احساسات و انتقال پیام شامل ارسال تبریکات، تسلیت ها و اطلاع رسانی های روزانه و زودگذر است. خصیصه جدی و قابل ملاحظه رسانه پیامک، کارکرد انفجاری آن درگسترش پیام است. به همین دلیل، دریک روز٬ بخصوص درروزهای ویژه، یک پیام ازناحیه چند نفر به یک شماره ارسال می شود. پیام هایی که به صورت انفجاری ارسال می شوند، یا حاوی یک خبرمهم و فوری است و یا حاوی یک پیام زیبا و حکمت آمیز و البته گاهی هم حاوی یک لطیفه ناب و دست اول.
درهرصورت، دراین روزها که مقارن با ایام عاشورای حسینی است، پیامهایی ارسال شده است که بسیار حکمت آمیز و خواندنی وزیبا هستند. نمونه هایی از این پیامها که توسط چندین نفر به یک شماره ارسال شده اند، چنین است:
** امروز (تاسوعا) همه گره ها بی دست باز می شوند!
** بابا دوبخش دارد. یکی سر به روی نیزه و یک تن، فتاده درخاک!
** بابا دوبخش دارد. یک بخش برسر نی، بک بخش دربیابان!
** می دانم بابا دوبخش است. بخشی در صحرا و بخشی برنیزه. اما اینکه عمو چندبخش است، خدامی داند!
** شنیدم به لبهایی که قرآن می خواند، چوب می زدند!
** بازباران با ترانه،
می خورد بربام خانه،
یادم آمد کربلارا،
دشت پرشور وبلا را،
گردش یک ظهر غمگین،
گرم وخونین،
لرزش طفلان نالان،
زیرتیغ ونیزه ها را،
باصدای گریه کودکانه،
وندرین صحرای سوزان،
می دود طفلی سه ساله،
پرزناله،
دلشکسته،
پای خسته،
بازباران،
قطره قطره،
می چکد ازچوب محمل،
خاکهای چادرزینب،
به آرامی شود گل،
بازباران با محرم.
** بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سرازحسین ابن علی برید، همان جانباز صفین است که تامرز شهادت پیش رفت!
«الیور استون»، کارگردان جنجالبرانگیز آمریکا در کنفرانس مطبوعاتی فیلم خود که روز گذشته در جشنواره فیلم الجزیره به نمایش درآمد، گفت: سیاستمداران آمریکایی که نسبت به هموطنانشان هیچگونه رحم و عطوفتی ندارند چگونه ادعای نجات جهانیان را دارند؟

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از خبرگزاری رویترز، «الیور استون» که هماکنون برای نمایش آخرین مستند خود تحت عنوان «داستان ناگفته آمریکا» در جشنواره فیلم الجزیره بهسر میبرد روز گذشته در کنفرانس مطبوعاتی این فیلم در جمع خبرنگاران بار دیگر از دروغگویی، بیعدالتی و جنگ محوری حاکم بر دولت کشورش به شدت انتقاد کرد.
«استون» گفت: دیدن بحران اقتصادی جهان و اینکه مقامات آمریکایی تا چه اندازه عاشق پول هستند، مرا شگفتزده کرده است، متاسفانه در این میان بزرگترین قربانی، قشر متوسط جامعه هستند.
وی گفت: به نظر من هیچ چیز نمیتواند چنین سیستمی را که کاملا غیر دموکرات است، عوض کند، سیستمی که حتی پس از به قدرت رسیدن اوباما نیز هیچ تغییری نکرده است.
این کارگردان ۶۵ ساله افزود: مطمئن باشید سیاستمداران آمریکایی که ذرهای رحم و عطوفت نسبت به هموطنان خود ندارند، هیچ گاه علاقه به حل مشکلات جهانیان ندارند، آنها بیرحمتریناند.
وی تاکید کرد: حرکت مردمی وال استرایت اگر بخواهد بهتر عمل کند و تاثیر بیشتری داشته باشد باید به واشنگتن کشیده شود نه نیویورک.
استون پس از انتقاد از حاکمیت نظام پول دوستی بر کشورش، گفت: پول پرستی و بیعدالتی تنها مشخصه منفی سیاستمداران آمریکایی نیست بلکه آنها در دروغگویی گوی سبقت را از بقیه ربودهاند؛ آنچنانکه در رابطه با جنگ ویتنام بیش از ۳۰ سال به همه دروغ گفتهاند، آمریکاییها یک عمر با این عقیده که کمونیسم در حال سیطره بر تمام دنیاست، زندگی کردند ولی خود من زمانیکه به جنگ رفتم حقیقتی که کشف کردم این بود که سیستمی بر صنعت ارتش آمریکا حاکم است که هدفش نابودی جهان است.
وی در ادامه در جواب به سؤال یکی از خبرنگاران در رابطه با حمایت بیچون و چرای آمریکا از اسرائیل، گفت: این موضوعی است که من تاکنون نتوانستهام در رابطه با آن در آمریکا صحبت کنم، این شامل قدرت، پول، رسانه و لابیهای مختلف است و از آنچنان قدرتی برخوردار است که حقیقت در این میان مثله میشود.
استون در پایان گفت: البته علیرغم تمام این مشکلات در این میان کورسویی بسیار کوچک از امید وجود دارد که اگر خوشبین باشیم شاید اعتراضات اخیر مردم آمریکا بتواند تغییراتی بهوجود آورد.
خاطره شكستن محاصره سوسنگرد را در تلويزيون از زبان بعضي فرماندهان جنگ مي ديدم. دراوايل اين مستند مثل مستندهاي ديگر احساس مي كردم كه دارم تنها يك خاطره ديگرمثل خاطره هاي مرسوم رو مي شنيدم، گرچه همه خاطره هاي جنگ، شنيدني است والبته براي امثال من كه خيلي خوب، جبهه رو درك نكرديم، حسرت اوره. به هرحال وقتي اززبان اقاي فرتاش فرماندار نظامي وقت سوسنگرد شنيدم كه قراربود لشگر زرهي اهواز به ما بپونده اما بادستوربني صدر نيامده بود، خاطره گويي اونها براي شكستن محاصره سوسنگرد وارد فاز ديگري شد كه اوج مظلوميت بروبچه هاي جنگ رو نشون ميده .
جريان ازاين قراربود كه ، در ان زمان ازطريق حضرت ايت الله خامنه اي، نماينده وقت امام در شورايعالي دفاع، امام درجريان اين موضوع قرار مي گيرند. بلافاصله از طريق مرحوم اشراقي، داماد امام، فرمان مي رسد كه به هر شكلي بايد محاصره سوسنگرد شكسته شود وگوشزد مي كنند كه دراين عمليات، دركنار أقا، شهيد فلاحي هم به عمليات نظارت كند. اقاي فرتاش مي گفت وقتي ديديم كه چندنفربيشتر درسوسنگرد بيشتر نماندند وبچه ها داشتند بتدريج شهيد مي شدند، من و شهيدفلاحي خيلي با هم گريه كرديم. فلاحي مي گفت: اقاي فرتاش! ما در استانه تاريخ قرار گرفته ايم ونبايد اجازه بديم سوسنگرد سقوط كنه. بالاخره باپيگيريهاي حضرت اقا و شهيدچمران وحضور شهيد فلاحي، نيروهاي كمكي ارتش رسيدند و محاصره سوسنگرد شكسته شد. سرهنگ قاسمي، فرمانده وقت لشكر زرهي مي گفت: اگر سوسنگرد سقوط مي كرد، اهواز هم سقوط مي كرد و اونوقت ما جنگ رو باخته بوديم! اما خداكمك كرد، بچه ها دوام اوردند و بامديريت ايت الله خامنه اي، سوسنگرد ازاد شد.
انها دراستانه تاريخ، حماسه افريدند. ما چه كرديم وچه مي كنيم ؟!!
این روز برای کسانی که توانستند ماه مبارک رمضان را با همه خوبی ها٬ زیباییها و معنویاتش درک کنند٬ بسیارلذت بخش و توام با احساس سربلندی خواهد بود. خوشا بحال کسانی که از این فرصت معنوی به خوبی بهره بردند و جان و روح خود را با انوار و فیوضات خاصه آن ماه٬ جلا دادند.
مـــــادر وهمســــــر وفــــرزند کنارم، آرام
من ام آن آهوی وحشی ، منم آن شوق گریز
کــــه اجـــل بی خبر آمـــد به شکارم، آرام
یــــا همـــــان آینه ی نیمه مکدر کـــه شبی
قطـــره ای اشک فرو شست غبــارم، آرام
وقت آن است که چــــونان پر قویی در باد
مهربــان! دست خـــدایت بســـــپارم، آرام
دختــــرم ! فرصت ابری پدر هم طی شد
ونــشد در بغلت سیـــــر ببـــــــارم، آرام
******
زندگی آمـــــد وچشمک زد و رفتند همه
مـــادر وهمسر ومــــــردم زکنارم، آرام
در بهشتم، همه جـا عطر خدا هست ولی
به خــدا بی تو در این بـــــاغ ندارم آرام
۲. چندروز پیش همایشی با عنوان جنگ نرم ورسانه در دانشکده صداوسیما برگزارشد که به نظر من مباحث بسیارخوبی دراین همایش مطرح شد و دانشجویان و اساتید علاقمند به این مباحث بطورگسترده ای در آن شرکت کرده بودند. من دریک پنل تخصصی درباره جنگ نرم و تلویزیون به همراه تنی چند از اساتید داشگاه و مدیران تلویزیون شرکت کردم که برای من خیلی قابل استفاده بود. اهم مباحثی که به شکل مستقیم و به شکل پرسش و پاسخ مطرح گردید عبارتنداز:
* جنگ نرم غرب افراطی به عنوان یک جنگ بدون خونریزی و با هدف استحاله و از میدان بدربردن جمهوری اسلامی٬ یک واقعیت است.
* این جنگ بدلیل دستیابی جمهوری اسلامی به قدرت در زمینه های مختلف صورت می گیرد. و گرنه این همه سرمایه گذاری برای نظامی که واجد قدرت نباشد صورت نمی پذیرد. پس این غرب است که دربرابر ایران منفعل است.
* موضوع اصلی در جنگ نرم٬ به انفعال کشاندن طرف مقابل است. انفعال٬ رعب فرهنگی را ایجاد و زمینه را برای کاهش قدرت فراهم می سازد.
* جنگ نرم با جنگ روانی لزوما یکی نیست. درجنگ نرم بنا بر انفعال و استحاله طرف مقابل است اما درجنگ روانی٬ بنا بر ایجاد تنش و اضطراب در دشمن است و می تواند همگام با جنگ نظامی نیز صورت پذیرد.
* رسانه درجنگ نرم دو کارکرد دارد. یکی اثبات ارزشهای خودی به صورت ایجابی و کاملا فعال وهنرمندانه. و دیگری هوشیاری در مقابل رسانه های بیگانه و خنثی نمودن ترفندهای تبلیغاتی و فریب آنها. دربعد اول ٬ رسانه باید ارزشنهای جامعه را به فرهنگ تبدیل کند .یعنی ارزشها را در نگرش و رفتار مخاطبان جاری نماید. این کار صرفا با استفاده از هنر بدست می اید. استقرار ارزشهای خودی راه برای هرگونه جنگ نرم سد می کند.
* هدف جنگ نرم٬ تصرف ۱۵ سانتری متری بین دو گوش است. یعنی تصرف گوشها و چشمها و به عبارتی تصرف کانالهای ورودی اطلاعات. وقتی کانالهای ارتباطی در اختیار گرفته شود٬ محل پردازش اطلاعات (مغز) نیز دراختیار قرارخواهد گرفت. به همین دلیل است که سرمایه گذاری های غرب برای دراختیار گرفتن شاهراهای ارتباطی و اطلاعاتی سرسام آور است. به عنوان مثال٬ امریکا در زمینه قناوری اطلاعات حدود ۴۴۴ میلیارد دلار هزینه کرده است. این رقم در کشور ما برای طرح های ارتباطاتی حدود ۱۰۰ میلیون دلار است.
* ما باشناخت موقعیت فرهنگی و تمدنی خودمان به شرط انکه خودمان را به خوبی معرفی کنیم٬ خواهیم توانست دنیای مادی گرایانه را به چالش جدی بکشانیم. کما اینکه این موضوع در حد زیادی صورت پذیرفته است. تاسیس اینهمه شبکه های فارسی زبان٬ بیانگر قدرت رو به افزایش جمهوری اسلامی و کارکرد خوب رسانه ای آن است. تاسیس این شبکه ها با سرمایه گذاری های هزاران میلیارد دلاری بیانگر احساس خطری است که انها دریافت می کنند.
* جنگ نرم امروز٬ در واقع نبرد حقیقت است. نه نبرد برای حقیقت٬ بلکه نبرد حول محور حقیقت. به همین دلیل یکی از راهبردهای روانی( سایکو استراتژی) بیگانگان درجنگ نرم٬ اختلاط فریب وحقیقت است.
هفته پیش به دعوت فدراسیون مخترعین، همراه با تیم هفتادنفره مخترعان کشورمون سفری به ژنو سویس داشتم تا در افتتاحیه و اختتامیه و آیین اهدای جوایز محافل و آکادمی های علمی جهان به مخترعان برگزیده شرکت کنم. دراین مسابقات، شبکه آموزش به عنوان آکادمی تلویزیون آموزشی، جایزه خود را به یک مخترع خانم مالایی اهدا نمود. آنچه که موجب خوشحالی می شد، حضور گسترده و موفق و پیشتاز مخترعان جوان کشورمون درمیان کشورهای پیشرفته بود. متوسط سنی دوستان ایرانی در این مسابقات، حدود 10 سال از متوسط سنی دیگرکشورها کمتر بود که این نکته، بیانگر جوانگرایی درحوزه اختراع می باشد.
مراسم افتتاحیه این مسابقات بسیار ساده برگزار شد که به نظر من یک نقطه مثبت محسوب میشه. رئیس دفتر رئیس جمهور و شهردار ژنو ، پشت سر چهار یونیفورم پوش تشریفات که هرکدام یک تبر بر دوش و پیش بند قصابی به تن داشتند، حرکت می کردند و از جلوی غرفه ها رد می شدند. این یونیفورم، خاص مراسم رسمی این کشوراست.
درکنار این مسابقات، همراه با یکی دو تا از دوستان ایرانی مقیم سوییس به شهرهای دیگر سوئیس مثل برن، لوزان، ووی، مونترو، و لویان فرانسه مسافرت کردم که واقعا خاطره انگیزبود. ضمنا بگم که فاصله شهرهای سویس خیلی کم است و براحتی می توان این کشور را درمدت اندکی گردش نمود.
پاتوق ما در ظهرها و شبها، رستوران خیام بود که متعلق به یک ایرانی باصفا به نام آقای فرشیدی است. دراین هنگام، دوستان ایرانی زیادی دور هم حمع میشن و درباره همه چیز صحبت می کنند و صمیمانه با هم گپ می زنند. طبیعی است حضور یک آدم جدید میان اونها، کمی بحثهای تازه تری رو به میان کشید که برای من جالب بود. آنچه در همه بحثها با تکثر سلیقه ها مشهود بود، عرق ایرانی و وطن دوستی ایرانیهاست که واقعا خوشحال کننده است. در هرصورت، دراین مدت با افراد زیادی آشنا شدم و امیدوارم این دوستی تداوم پیدا کنه.
ژنو شهر بسیار تمیز، آرام، منظم و زیباست. این نظم و زیبایی درحد بسیار بالایی است که واقعا قابل تحسینه. اما شبهای بسیار ساکت و آرامی دارد که برای من که به شلوغی و رفت وآمد عادت دارم، کمی دل تنگ کننده می نمود. برخی دوستان ایرانی مقیم نیز، همین احساس را داشتند و برخی دیگر آن را خوب توصیف می کردند. درکنار این همه زیبایی و پیشرفت که قابل تحسین است، خبرهایی شنیدم که جای تامل دارد. به شکل مستند، شنیدم که میزان خودکشی بخصوص در میان دختران و زنان و میزان طلاق بسیار بالاست. طلاق در این کشور بالای 50 درصد است. با شنیدن این گونه خبرها یک سوال بزرگ به ذهن هرکسی خطور می کنه که با اینهمه آزادی و پیشرفت مادی، چرا نرخ خودکشی وطلاق، اینگونه بالا و وحشت آور است؟ شاید من وشما پاسخی برای این سوال داشته باشیم و آن این است که دنیای امروز گمشده ای به نام معنویت دارد که عمق جان او را به سوی منبع آرامش سوق دهد تا درسایه آن آرامش بگیرد. من فکر می کنم آزادیهای گسترده و بدون ملاک، و نیز فقدان آرامش درونی، عوامل اصلی این گونه آسیبها بشمار میرن که میشه درباره آن بیشتر بحث کرد.
دهم فروردین برای من فراموش شدنی نیست. سه سال پیش درچنین روزی که شناسنامه ام روز تولد من را هم نشان می دهد٬ مادر مومن٬ زحمتکش٬ معلم قرآن و مونس دوست داشتنی ام از دنیا رفت. مهمترین ویژگی او علاوه بر این که یک مادر بود٬ مثل همه مادرهای خوب و زحمتکش٬ انس ایشان با قرآن بود. ازکودکی همیشه مادرم را درحال تلاوت قرآن دیده بودم. بدون اغراق صدها بار قرآن را ختم کرده و بدون برنامه ای خاص٬ همه آن را حفظ بود. جالب است وقتی کسی قرآن را به درستی تلاوت نمی کرد٬ او صحیح آن را یادآوری می کرد.
او معتقدبود که قرآن "سو چشم" را زیاد می کند وبه این موضوع٬ جدا باورداشت. برهمین اعتقاد٬ تا آخر عمرش ازعینک برای تلاوت قرآن استفاده نکرد. مادرم چنان با قرآن مانوس بود که در روزها و ساعتهای آخر عمر٬ درحالت احتضار نیز قرآن٬ بخصوص سوره انا انزلناه را تلاوت می کرد.
این را نوشتم تا هم ادای دینی به ساحت مقدس مادر کرده باشم و هم به دوستانم یادآوری کنم که مادر٬ ریشه است. ریشه هارا در زمان حیاتشان پاس بداریم که وقتی بروند هزاران دریغ و افسوس برجای می ماند که واقعا جانسوز است.
پارمیس٬ دختر۱۴ساله ای که برای مشاوره تحصیلی پیش من اومده بود٬ آرزوی خودش رو چنین بیان کرد:
- کاش جهان یه طوری بشه که در اون صلح باشه و غم نباشه.
ازپارمیس سوال کردم منظورت رو بهتر بیان کن!. او به طور واضح گفت:
- وقتی جمعی در سونامی کشته میشن٬ وقتی درکشورهای عربی آدمهای بی گناه کشته میشن٬ من ناراحتم.
من به اوگفتم درسته٬ اما تو سعی کن که شادباشی! جالبه که او به راحتی توصیه من رو نقض کرد که:
- نمیشه خوشحال بود. بالاخره سرنوشت دیگران هم برای من مهمه! (وناراحتی او درچهره اش به خوبی مشخص بود).
پارمیس ۱۴ساله نشون داد که این نسل٬ علیرغم کوشش های زیادی که برای فردگرایی و الکی خوشی اونها بکارمیره٬ بازهم روحیه شرقی٬ ایرانی و اسلامی خودشون رو حفظ کرده و نسبت به سرنوشت دیگران حساسند. او میخواد بگه که میشه هویت ایرانی خویش رو حفظ نمود و به دیگران نیز فکرکرد.
نفس روزهای زمستان برای رسیدن به بهار٬ به شماره افتاده است. جهان طبیعت در آستانه تحولی بزرگ به سمت شکفتن و نوشدن است. تقارن نوروز با اول بهار٬ تقارن طبیعی و منطبق بر نیاز آدمی به دگرگون شدن و تحول جان است. تقارن تحول طبیعی و تحول جان٬ در هیچ تقویم دیگری دیده نمی شود. از این روی٬ شایسته است که هنگامه تحول طبیعت و تحویل سال را برای نو شدن جان و روحمان پاس بداریم. که شاعر می فرماید:
چنین گفت پیغمبر به اصحاب کبار تن مپوشانید از باد بهار
دراین شعر٬ تن٬ اشاره به تن عنصری و نیز به تن مثالی است و باد نیز٬ به نسیم جان بخش طبیعی و روحانی٬ اشاره دارد. شاید مقصود این باشد که نیکوست از فرصت بهار برای بهاری شدن٬ بهره برد.
آنچه برای تحویل سال ازیک فصل زمستانی برای شکفتن و سربرآوردن٬ نیاز است٬ طبیعت٬ بر سنت هدایت تکوینی صورت می دهد. اما آنچه برای تحول جان لازم است٬ اراده و هنر خوب شدن توسط انسان است که البته هر آدمی٬ هنر آن را ندارد. تحول طبیعی٬ یک فعل و انفعال جبری و تحول انسانی ومعنوی٬ یک انتخاب است. به همین دلیل٬ تحول جان٬ زیباتر و هنرمندانه تر از تحول طبیعت است و بهجتی که ازتحول جان٬ به انسان هدیه می شود٬ شیرین تر و ماندگار تر از تحول طبیعت است. اگر جان٬ به احسن حال تبدیل شود٬ همیشه بهاری خواهد ماند و گرفتار زمستان نمی شود٬ اما تبدیل طبیعت به بهار٬ پس از تابستان و پاییز٬ به زردی می گراید و زمستان سرد و ساکت آن را فرا می گیرد تا بهاری دیگر.
پس نوروز یک بهانه و یک بستر برای نوشدن جانهاست٬ آنچه که بشر امروز٬ سخت به آن نیازمند است.
مطلع شدم باکمال تاسف٬ خانم آلینوش طریان٬ اولین فیزیکدان زن ایرانی و مادر ستاره شناسی ایران٬ به دیار باقی شتافت. خانم طریان خانه مسکونی خود را برای اسکان دانشجویان اهدا کرده بود و سالهای آخر زندگی خود را دریکی ازآسایشگاهها می گذراند.
اوایل دهه هفتاد بود که برای ضبط برنامه گفتگو دررادیو٬ با اجرای دکتراسماعیل میرفخرایی٬ چند کلامی با ایشان و مرحوم کمال الدین جناب٬ فیزیکدان بزرگ ایرانی دراستودیوی ۱۴ رادیو درمیدان ارک گفتگو کردم. آنچه که ازگفتگوی ایشان بیادم هست٬ خاطره ای است ازجوانی خانم طریان٬ زمانی که دراروپا دانشجو بودند. ایشان می گفتند که وقتی دانشجو بودم٬ یکی از اساتید اروپایی بالحن تحقیرکننده ای به من به عنوان یک ایرانی٬ طعنه می زد و ایرانیها را ملتی عقب افتاده معرفی می کرد. وی می گفت من تحمل زیادی داشتم اما در باره وطنم نمی توانستم کوتاه بیایم. به همین دلیل با بیان رسا و هیجانی رو به آن استاد کردم و در جمع دانشجویان گفتم که: "آقای عزیز! زمانی که شما در بدوی ترین وضعیت زندگی می کردید وحتی حمام نداشتید٬ ایران و ایرانی صاحب رصدخانه و مدرسه ودرمانگاه بوده است. آنچه که شما امروز دارید برگرفته از تمدن ماست. ما صاحب تمدن و فرهنگی کهن هستیم و دارای تباری بزرگ...." وقتی ایشان این جملات را دراستودیوی رادیو بیان می کرد٬ گویی درهمان زمان و درهمان مکان حضور دارد. حالات هیجانی و عرق ایرانی وی٬ بار دیگر درصورت ورفتار وکلام ایشان نمایان بود.
خداوند ایشان را غریق رحمت فرماید.
سایت جهان:
«عطاءالله مهاجرانی» در جلسه ای که در یکی از دانشگاههای انگلیس برگزار شد، تمامی تحلیلهای رسانههای ضدانقلاب مبنی بر شباهت وضعیت ایران و مصر را رد کرد و آن را نشانه توهم این افراد دانست.
به گزارش جهان به نقل از شبکه ایران مهاجرانی برای اثبات سخنان خود، به ارائه تفاوتهای نظام جمهوری اسلامی ایران و رژیم دیکتاتوری مصر پرداخت که در حین آن به دو موضوع جالب هم اذعان کرد:
استقلال بینظیر جمهوری اسلامی در کنار پاکدستی رهبر آن
وزیر ارشاد دولت اصلاحات با بیان اینکه «نمیشود شرایط ایران را مصری کرد»، وابستگی تام و تمام حسنی مبارک به غرب را یکی از تفاوتهای بنیادین این کشور با ایران ارزیابی و تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران استقلال بینظیری در عدم هرگونه وابستگی به غرب و شرق دارد.
وی در دومین اعتراف خود به بررسی وضعیت فساد اقتصادی در خاندان مبارک در مصر پرداخت و آن را یک تفاوت آشکار میان ایران و مصر عنوان کرد.
مهاجرانی با مقایسه وضعیت مسئولان ارشد ایران با مصر، درباره وضعیت زندگی و فعالیتهای اقتصادی رهبر معظم انقلاب اذعان کرده است که «من آیتالله خامنهای را خوب میشناسم و میدانم که در تمام کارنامه اقتصادی خود و اقوامش، نقطه سیاه که هیچ، حتی یک نقطه خاکستری هم نمیتوان یافت.»
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|